برنامه نویس و مهندس

nazanin91

New member

یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانی هوایی کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند . برنامه نویس رو به مهندس کرد و گفت : مایلی با همدیگر بازی کنیم ؟ مهندس که می خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روی خودش کشید . برنامه نویس دوباره گفت : بازی سرگرم کننده ای است . من از شما یک سوال می پرسم و اگر شما جوابش را نمی دانستید ، 5 دلار به من بدهید . بعد شما از من یک سوال می کنید و اگر من جوابش را نمی دانستم من 5 دلار به شما می دهم . مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روی هم گذاشت تا خوابش ببرد . این بار ، برنامه نویس پیشنهاد دیگری داد . گفت : خوب ، اگر شما سوال مرا جواب ندادید 5 دلار بدهید ولی اگر من نتوانستم سوال شما را جواب بدهم 50 دلار به شما می دهم . این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه نویس بازی کند . برنامه نویس نخستین سوال را مطرح کرد : « فاصله زمین تا ماه چقدر است ؟ » مهندس بدون اینکه کلمه ای بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلار به برنامه نویس داد . حالا نوبت خودش بود . مهندس گفت : « آن چیست که وقتی از تپه بالا می رود 3 پا دارد و وقتی پائین می آید 4 پا ؟ » برنامه نویس نگاه تعجب آمیزی کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود آن را مورد جستجو قرار داد . آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد . باز هم چیز بدرد بخوری پیدا نکرد . سپس برای تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکی دو نفر هم گپ زد ولی آنها هم نتوانستند کمکی کنند . بالاخره بعد از 3 ساعت ، مهندس را از خواب بیدار کرد و 50 دلار به او داد . مهندس مودبانه 50 دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد . برنامه نویس بعد از کمی مکث ، او را تکان داد و گفت : « خوب ، جواب سوالت چه بود ؟ » مهندس دوباره بدون اینکه کلمه ای بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلار به برنامه نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید ... !!!!!!!!!
 
بالا