انسانیت

siY7vi_535.jpg




میان کوچه زنی را می بیند که مشک به
دوش گرفته است. علی علیه السلام آدمی نیست که بی تفاوت از کنار این مناظر بگذرد. علت ندارد که یک زن خودش آب کشی
کند، حتماً کسی را ندارد یا کسی دارد ولی به حال این زن نمی رسد. فوراً خودش جلو می رود (نمی گوید: آی شُرطه! آی پاسبان!
آی نوکر! آی غلام! آی قنبر! تو بیا)، با کمال ادب می گوید: خانم! اجازه می دهید شما را کمک دهم و من مشک آب را به دوش
بکشم؟ این زحمت را به من بدهید. آن زن می گوید: خدا پدر تو را بیامرزد. به خانه آن بیوه زن می رود.

همینکه مشک را زمین می گذارد، استفسار می کند که ممکن است برای من توضیح بدهید که چرا خودتان آب کشی می کنید؟
شاید مردی ندارید؟ می گوید: بله، اتفاقاً شوهر من در رکاب علی بن ابیطالب کشته شد. من هستم و چند تا یتیم. این کلمه را که
می شنود، سرتا پایش آتش می گیرد. نوشته اند آن شب وقتی برگشت و به خانه رفت، تا صبح خوابش نبرد. صبح، نان و گوشت و
خرما و پول با خودش برمی دارد و با عجله می رود و درِ خانه همان زن را می زند. می گوید: کیستی؟ می فرماید: من همان برادر
مؤمن دیروز تو هستم. به سرعت گوشتها را کباب می کند و به دست خودش در دهان یتیمها می گذارد و یتیمها را روی زانو
می نشاند و آرام به آنها می گوید: از تقصیر علی که از شما غافل مانده بگذرید. آنگاه تنور را آتش می کند.

وقتی سر تنور می رود، صورتش را به آتش نزدیک می کند. حرارت آتش را احساس می کند، [با خود می گوید: ]علی! حرارت آتش
دنیا را بچش و آتش جهنم یادت بیاید، تا دیگر از حال مردم غافل نمانی. بدنی که باید جور بکشد این طور است، بدنی که روحش
روح همه مردم است این گونه است

باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا اللَّه ....
خدایا تو را قسم می دهیم به حقیقت علی بن ابیطالب که درد اسلام را در دل ما ایجاد کن. عاقبت امر همه ما را ختم به خیر بفرما.
درد محبت، و معرفت و طاعت و عبادت خودت را در دلهای ما قرار بده. احساس همدردی با خلق خودت را در ما ایجاد بفرما. ما را
از پرتو نور ولایت علی علیه السلام بهره مند بفرما. ما را پیرو واقعی آن بزرگوار قرار بده. دلهای ما را به نور ایمان منور بگردان. ما
را با حقایق اسلام آشنا بفرما.

و لا حول و لا قوة الّا باللَّه العلی العظیم


بر گرفته از کتاب انسان کامل
 
بالا