اندر احوالات پسر عموی ملا نصرالدین

majid45

New member
یادش بخیر ملا همیشه میگفت :
ســــــــــلامـــــتـــــیِه ..

هـمـه خـوبـا .. گـُلـچـیـنـا ..

خـســتـه هــــا.. مـــَشــتـیـا..

بــا ادبـــا .. بــا مــَـرامــــا ..

بـدَرد بــُـخــورا .. سـیـنـه سـوخـتـه هـا ..

کــسـایـی کـه روزِ قـیـامـت فـقـط زمـیـن ازشـون شـاکـیـه..

اونـــم بـخـاطـرِ سـنـگـیـنـیِ مـعـرفتـشـون
 

majid45

New member
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد...
.
بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد.
.
همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟

ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت.

چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و

ملا دیگ را نیاورد.

همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.

اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.

همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟

ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!!!!
 

majid45

New member
امروز یک کاغذ پاره پیدا کردم تهش امضای مرحوم ملا نصرالدین بو دیدم نوشته : از مزایای دانشگاه های ایران این است که

دخترا اگر بعد از ۴ سال هیچی نشدن

حداقل یک آرایشگر خوب میشن !
 
آخرین ویرایش:

majid45

New member
امروز اومدم انجمن تا وارد شدم خواستم به تایپیک ملا سر بزنم و تا کلیک کردمک صفحه پیوندها اومد ! تعجببببببببببببببببببب!
 

majid45

New member
موقع های غروب که با ملا غروب را به نزاره می نشستیم میگفت :هی پسر عمو حالا که پر از حرفیم
دیگه زنگ انشا نداریم...!!‬
 

majid45

New member
صبح رفتم تیغ ژیلت فیوژن بخرم ؛ فروشنده گفت :

بسته ی چهار تاییش ۵۰ هزار تومن …!!!

هیچی دیگه … رفتم رساله رو ورق زدم ،

دیدم نوشته : المَحاسِنُ زینَتُ الرَجُل!
 

majid45

New member
اینم عکس یه مهمون ناخونده دیگه
faa8040da20e.jpg
 

majid45

New member
یک روز ملا به گرمابه رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند سر بسر او بگذارند به همین جهت هر کدام تخم مرغی با اورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند: ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم می گذاریم اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را بپردازد!
ملا ناگهان شروع کرد به قوقولی قوقو! جوانان با تعجب از او پرسیدند ملا این چه صدایی است بنا بود مرغ شوی!
ملا گفت : این همه مرغ یک خروس هم لازم دارند!
 

majid45

New member
ملا شبی از خواب پرید و به زنش گفت : زود باش عینک مرا یباور. زن ملا عینک را آورد و پرسید : این وقت شب و با این عجله عینک برای چه می خواهی؟ملا گفت : خواب شیرینی می دیدم ، بعضی جاهاش خوب معلوم نبود ، خواستم عینک بزنم تا تا درست ببینم.
 

majid45

New member
اختلاف رنگ
روزی مردی که موهایی مشکی و ریشی سفید داشت وارد مجلسی شد که اتفاقا” ملانصرالدین در آن حضور داشت. از ملانصرالدین درباره اختلاف رنگ میان ریش و موهای آن مرد سوال کردند. ملا جواب داد: سیاهی موی سر و سفیدی ریش او نشان می دهد که مغزش کمتر از چانه اش کار کرده است.
 

majid45

New member
یروز سرد تابستون تو مدرسه کنار بخاری وسط زنگ موقع تنفس بچه ها بود انوقت که از سردی هوا نمیتونستن برن بیرون بازی کنن نشسته بودن یکی از اولیها که باباش باغ سیب داره اومد جلو میزم گفت اقا یدونه سیب بامزه دارم فک کردم طعم سیبو میگه وقتی سیب رو نشونم داد دیدم نه شکلشو میگه منم تا سیبو دیدم خلاقیت بخرج دادمو این تصویرو از اون سیب ساختم

62688449860420663044.jpg
 
آخرین ویرایش:

الناز2

New member
مرسی واقعا قشنگ بوووووووووووودن ... روز آخری استرسم کم شد:riz304:
 

majid45

New member
سفارش پسر عموی ملا به دانشجویان جدیدالورود درس خوندن دو حالت دارد :
1-درسهای سخت رو که نمیشه خوند
2-درسهای آسان که ارزش خوندن ندارند !!!!!
 
بالا