اعتراف می کنم!

zErOOn3

Well-known member
سلام /...

ممنون از همگــی /...

را30 آجــی /... برــژن اشکالی نرره کــ /... نوش جان می فلمایــن /... آخ /... اوخ /.... یکی اون گنجشکالو بگیله /... روزه دیگه /... ستاره نبود /... شوخی بودـ ....

اعتراف می کنیـــم /.... سوتـــــی کــ یادمون نویــود /... باژم /...

فکنیـــم بایــد ... نمی دونیـــم چه کنیــم /...

zErO ــرو بژنیــم یه چــن روژی /... شایــدم مــاه (یادت بــ خیــر ای سه مــاه بدون Mob که چه کیفــی داشتــی حیف کــ الون نوشــه /...)

باژم بایــد بپیچونیــم دیگه /... بهتریــن راه همینه /... البته فکنیــم /...


باباخشیــن /... مخچــه قاتیــده /...

2.jpg
 
آخرین ویرایش:

Taraa

Well-known member
سلام

بله بله نوش جان میفرماین ... صدای گنجیشکا که میاد ولی همون مگه اینکه شب خوابشو ببینن
:motat:



:tsimuzpzwoap1t9y3o7
 
آخرین ویرایش:

..eli

New member
اعتراف می کنییم..
هیشکی رو اینجا از ته دل نمیشناسم ولی از همشون خوشم میاد..:28::bunnyearsmiley:
 

..eli

New member
اعتراف میکنییم..
کارشناسیمو تموم نکرده، فک و فامیل بهم می گفتن خانوم Dr، منم به روم نمیاوردم و میگفتم راه درازی هست تا Dr آ ( انسان متواضع بودم واسه خودم!) ولی تو دلم خر کیف می شدم...:a2d3:
 
آخرین ویرایش:

TUMS

Well-known member
اعتراف میکنم که دیگه می خوام کمتر بیام اینجا . . . .:smiliess (10):
ینی من میتونم میشه .. .:smiliess (11)::65d6a5d6s::21:
 

ketabsabz

Well-known member
اعتراف میکنم زیادی نشستم پای PC ، باید برم دیگه :ahi5slcgm04mi8jqqkl
 

آتشین

Well-known member
اعتراف های خنده دار پسرها

اعتراف های خنده دار پسرها

* اعتراف می کنم پسر همسایمون دوتا سی دی از ویدیوکلوپ برداشته بود. گفتم که بده من هم ببینم. اون هم گفت به شرط اینکه یه سی دی جدید بدی. من هم که هیچی نداشتم رو یه سی دی الکی نوشتم کشتی رانی در کوهستان و بهش گفتم این فیلم رو هیچ جا ندارن. خیلی خوبه! خلاصه خیلی تعریف کردم اون دوتا سی دی رو ازش گرفتم ...

* چند شب قبل خواب دیدم از کنار فلکه شهرداری با موتور یه تیکه خلاف رفتم تا به اون طرف رسیدم از شانس بد ما دیدم پلیس ها وایسادن میگن ایست ایست! ما هم همون وسط خیابون وایسادیم. حالا مونده بودیم یه دنده بزنیم فرار کنیم یا موتور رو بدیم تحویل شون! خواستم فرار کنم دیدم به سربازه گفت شلیک کن!!! خلاصه آخرش موتور رو گرفتن. حالا حتما میگین این چه ربطی به اعتراف کردن داره؟ آخه بعد از این خواب بدون اینکه حواسم باشه همه این ها یه خواب بوده، نیم ساعتی رو تخت داشتم فکر می کردم که حالا جریمه و دردسر آزاد کردن موتور به کنار، فردا با چی برم دانشگاه؟!

* اعتراف می کنم یه بار توی ویندوز 98 دستم خورد چند تا شورت کات پاک شد. بلد نبودم چیکار کنم. دل چرکی شدم ویندوزو پاک کردم دوباره نصب کردم!

* اعتراف می کنم یکی از سوالات دوران کودکی من این بود که تو جاده چرا ما هر چی از ماشین ها سبقت می گیریم، اول نمی شیم...

* اعتراف می کنم تو بچگی هام یه بار بابا و مامان من دعوا کردن، من هم رفتم یه عالمه حشره کش زدم به خودم که بمیرم ... وصیت نامه هم نوشتم تازه، توش حلالشون کردم که عذاب وجدان بگیرن!

* اعتراف می کنم که بچه بودم یه کارتون نشون می داد که مورچه زیره فیله یه سوزن می زاره و فیله میره هوا. منم زیر یه بنده خدایی سوزن گذاشتم که بره هوا، جیغ زد ولی متاسفانه نرفت هوا!

* اعتراف می کنم دو هفته قبل داشتم می رفتم جلسه، خیلی عجله داشتم، بهترین کت و شلوارم رو پوشیده بودم. باورتون نمی شه، وقتی از جلسه برگشتم خونه و درست دم در بود که فهمیدم همه این مدت با دمپایی بودم!

* اعتراف می کنم یه بار داشتم پشت سر یه بنده خدایی حرف می زدم توی یه جمعی، خیلی از دستش عصبانی بودم. یه کم هم غیرمنصفانه و البته بی ادبانه حرف زدم. وقتی حرفم تموم شد یکی از بچه ها گفت: دیگه چیزی نمیخوای بهش بگی! گفتم: چرا، هر چی به او عوضی بگم حقشه اما همین بسشه، چطور مگه؟ گفت: چون هفته قبل اومده خواستگاری خواهرم و عقد کردن. الان تقریبا هر شب می بینمش، گفتم پیغامی داری بهش برسونم...
 

baran71

New member
اعتراف های تکان دهنده


اعتراف می کنم تا ۱۴ سالگی فکر می کردم
اگه مغز حیوانات رو بخورم باهوش می شم و آی کیوم می ره بالا !!!

اعتراف می کنم با دوستم دعوام شد
در اولین اقدام انتقام جویانه شماره موبایلشو دادم به عنوان فروشنده گوسفند زنده تو نیازمندی ها چاپ کنن

اعتراف می کنم چند وقت پیش کامبیز دیرباز رو تو ماشینش دیدم
اومدم بگم شما کامبیز دیربازی؟
گفتم شما کامباز دیربیزی !!!
خودش از خنده با کله رفت تو فرمون !!!

اعتراف می کنم مدتی پیش در حال رانندگی به سمت منزل بودم و می خواستم بپیچم تو خیابون که دستم از روی فرمون سر خورد
هل شدم می خواستم فرمون رو بگیرم دستام به هم پیچ خورد همزمان برف پاک کن خورد
تا فرمون رو گرفتم نزدیک بود برم عقب یه ماشین که پارک بود

زدم رو ترمز ماشین خاموش کرد
اومدم روشن کنم به ماشین تا استارت زدم یه متر پرید جلو خورد عقب ماشین جلویی
کلاج گرفتم روشن کردم زدم دنده عقب گفت خررررررررررررت
کلاج رو محکم فشار دادم زدم دنده عقب افتادم تو جوب !!!
خلاصه هرچی ذره ذره آبرو جمع کرده بودم یه لگد زدم و همش رو ریختم

اعتراف می کنم بچه که بودم فکر می کردم
این برچسب های تبلیغاتی که روی در خونه ها می چسبونن یه چیزی توی مایه مدال ژنرالهاست !!!
هر کی بیشتر داشته باشه وضعش بهتره هی می رفتم برچسب همسایه ها رو می شمردم که یه وقت اضافه تر از ما نباشه !!!

اعتراف می کنم بچه که بودم کلید خونمونو بر می داشتم رو یه کاغذ هم یه نقشه می کشیدم
می بردم تو باغچمون خاک می کردم بعدا خودم می رفتم پیداشون می کردم میگفتم نقشه گنجه اینم کلید صندوقشه !!!

اعتراف می کنم
همین الان مهمونا ریختن تو خونه مون
من اومدم تو اتاقم قایم شدم دارم اینا رو می نویسم

اعتراف می کنم در دوران کودکی و جاهلیتم فکر می کردم
مو خوره یه جور حشره است که تو سر زندگی می کنه و مو رو می خوره !!!

اعتراف می کنم یه بار رفتم دستشویی شروع کردم به باز کردن دکمه های پیراهنم
دیگه داشتم می رسیدم به دکمه ی آخر پیرهنم که یادم افتاد نباید پیراهنم رو در بیارم !!!

اعتراف می کنم بچه که بودم تا ۶ سالگی وقتی سرمو می ذاشتم رو بالش که بخوابم
نبض روی شقیقه هام صدای تیک تیک می داد و منم نمی فهمیدم که نبضم داره می زنه
فک می کردم بالشتم کرم داره وقتی سرمو میذارم روش کرم ها اون تو رژه می رن !!!

اعتراف می کنم تو تاکسی نشسته بودم
نزدیکای مقصد به جای اینکه بگم ممنون پیاده می شم بلند گفتم : خسته نباشید !!!
اینقدر تابلو بود دیگه نتونستم کاری کنم جز اینکه سریع پیاده بشم !!!

اعتراف می کنم تو مجلس ختم شوهر عمم به عمم به جای اینکه بگم غمه آخرتون باشه
گفتم : ایشالا آخر عمرتون باشه !!!

اعتراف می کنم وقتی خیلی کوچیک بودم موقع دستشویی رفتن بخاطر ترس در و تا آخر باز می ذاشتم
روز اول مدرسه طبق عادت همیشگی رفتم دستشویی مدرسه و در هم باز گذاشتم
یه لحظه برگشتم دیدم نصف مدرسه به اضافه ناظم جمع شدن جلوی دستشویی دارن بهم می خندن

اعتراف می کنم رفته بودم دیدن یکی از فامیلامون که تازه فارغ شده بود
بچه رو بغل کردم می خواستم بگم ایشالله زنده باشه گفتم ایشاالله زنده می مونه !!

اعتراف می کنم با رفیقم وایستاده بودیم سر خیابون یکی رد شد به دوستم سلام داد

گفتم : این اسکول مشنگ کی بود ؟
گفت : دامادومونه !!

اعتراف می کنم رفتم مغازه سیگار بگیرم
گفتم : آقا یه بسته وینستون بده
مغازه دار گفت : لایت باشه ؟
یهو یکی از پشت سرم گفت : آره لایت باشه بچم گلوش اذیت نشه
برگشتم دیدم بابام پشت سرمه !
 

ADEL21

New member
اعتراف ميكنم....

اعضاى انجمن

اعترافات خودتون رو...هرچى كه باشه...اينجا بگين.
اين تاپيك...يادگارى من به اونايى كه دلشون بزرگه ...
اسپم نكنين و به اعتراف دوستاتون احترام بزارين.
_________________________________________________________________________

بسم الله ...
 
آخرین ویرایش:

Hamidvet

New member
اعتراف میکنم زندگی عجیبه، کوتاهه، دوست داشتنیه، گذشتنیه ...

اعتراف میکنم محبت و دوست داشتن دیگران بهترین کاره چون ... این نیز بگذرد و جز نیکی چیزی نماند ...
 

sepid71

New member
اعتراف میکنم خیلی بنده ی بدی شدم برات خداجونم ... البته خوبم نبودم ولی بد شدم بیشتر از قبل ...:sad:
منو ببخش ...
 

ROJO

New member
اعتراف می کنم بد گذاشتمت سرکار، ولی پشیمون نیستم، خوب کردم خخخخخخ
 

marzi ba

Well-known member
اعتراف میکنم
خیلی بد شدم
خدا جون میدونم که در خونت همیشه بازه
میدونم که هیچ موقع بد بنده ها تو نمیخوایی
خدا جون میخوام بشم اونی که دوست میداری
خدا جونم کمکم کن
دوست دارم خدا جون
 

ADEL21

New member
بزرگ ميشيم...
بهتره فراموش كنيم....
و ياد بگيريم
هر چيزي ارزش اعتراف نداره
و بايد از بين بره...
بزرگ ميشيم...:)
 
آخرین ویرایش:

ADEL21

New member

اعتراف میکنم کلا اعترافام یه جوریه
اعتراف میکنم اگه اعتراف نکنم کلا سنگین ترم...خخخخ
اعتراف میکنم اعترافای قبلیم....situation====eR0Reا
اعتراف میکنم والا الان که بهترم
اعتراف میکنم کسایی که دیشب نبودین....من عادل +ه ام
اعتراف میکنم ببین دست دوستی بهت دادم اما تو حلال نکردی
اعتراف میکنم یه عده ( که منظور بیشتر از یه عده !) گفتن به دوراکــــــــــــــــــــــــــــ
اعتراف میکنم راست میگن ! خخخخ
اعتراف میکنم چنذ روز پیش سوار تاکسی پیکان شدم ...تا چهار راه شهدا دعا دعا میکردم این لیموزیــــــــــــــــــــــن از هم نپاشه !
اعتراف میکنم زودی پولشو دادمو فـــــــــــــرار کردم خخخخ
اعتراف میکنم بازم چند روز پیش سوار تاکسی شدم

اعتراف کنین که سقف بعضی پیکان ها کوتاهــــــــــــه!
خو نوبت منه اعتراف کنم یکی اومد سوار شد کنار راننده
با اجازه اعتراف میکنم هیکلی بس رستم گونه ...نشست تو.....راننده برگشت نیگاش کرد...ترسید!
اعتراف میکنم سرشو مجبور بود کج نگه داره

اعتراف میکنم موهاشم که لخت بود به اطراف میوزید.....همزمان با موبایل هم حرف میزد
اعتراف میکنم آقا حلالمم کن...من از نگاه راننده به تو . جنم خودت از خنده سرخ شده بودم....هــــــــــــــــوپ......نفسم درنمیومد حتای....خخخ

اعتراف میکنم آقا یکی از بهترین میزگرد های اقتصادی در همین پیکان لیموزین ها برگزار میشه
اعتراف میکنم تا چرخه ی اقتصادی و آبروی تاکسی سواران رو متزلزل نکردم .....اعتراف نکنم

[/SIZE]
 

21Tir

New member
اعتراف نامه!!!

اعتراف می کنم وقتی از خیابون رد میشم اسم تابلو مغازه هارو می خونم اگه تو ماشینم باشم
سعی میکنم همرو بخونم اگه نشه یه جورایی وجدان درد میگیرم اَصَن یه وضعی!!!
این عادتو از بچگی دارم چون معلم اول دبستانمون گفته بود تابلوی مغازه هارو تیتر روزنامه هارو بخونین تا روخونیتون قوی بشه دیگه این مونده تو سرم!!


اعتراف میکنم اون زمونا که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده و جا نمیشه.
درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه!:|



کسی اعترافی نداره؟؟؟
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: zErOOn3

21Tir

New member
اعتراف میکنم دوم دبیرستان سر ریاضی یه سوال از معلممون داشتم از بس تو سرو صدا بود، صدامو نمیشنید عصبانی شدم یهو داد زدم به جای خانوم گفتم ماماااااااااااااااااااااان...
یهو همه ساکت شدن و بعد منفجر شد... منم رفتم تو زمین:1dco2x0p1lilzhfpg1t
 
بالا