پرستار مهربون
New member
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسید که: آدم از حوا به بهم رسیده است یا حوا از آدم؟
فرمود که: بلکه حوا را خلق کرده اند از آدم، اگر آدم از حوا خلق می شد طلاق به دست زنان می بود و به دست مردان نمی بود.
پرسید که: از کل آدم خلق شد یا از بعض او؟
فرمود: اگر از کل او خلق می شد، در قصاص، حکم مردان و زنان یکی بود.
پرسید که: از ظاهر آدم خلق شد یا از باطن او؟
فرمود که: از باطن او، و اگر از ظاهر او خلق می شد هر آینه زنان بی چادر می گشتند چنانچه مردان می گردند، پس به این سبب لازم شده است که زنان خود را مستور گردانند.
پرسید که: از جانب راست آدم مخلوق شد یا از جانب چپ؟
فرمود: اگر از جانب راستش مخلوق می شد هر اینه مرد و زن در میراث مساوی بودند، چون از جانب چپ او مخلوق شده است، زن یک سهم می برد از میراث و مرد دو سهم، و شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است.
در حدیث معتبر آمده است که زنان را برای این نسا می گویند که آدم را انسی بغیر از حوا نبود.
در حدیث معتبر دیگر آمده است: چون حق تعالی آفرید آدم را و دمید در او روح را، پیش از آنکه روح در تمام بدن او جاری شود و به روایت دیگر چون روح به زانوی او رسید جست که برخیزد، نتوانست و بیفتاد، پس حق تعالی فرمود: و کان الانسان عجولا یعنی: آفریده شده است انسان تعجیل کننده.
فرمود که: چنین یافتم در کتاب امیرالمؤمنین علیه السلام، پس حق تعالی روح در جسد آدم دمید، چون روح به دماغش رسید عطسه کرد پس گفت: الحمدلله رب العالمین، حق تعالی به او خطاب کرد که: یرحمک الله، حضرت صادق فرمود: پس سبقت گرفت از برای او رحمت از جانب خدا.
سؤال کردند از حضرت صادق علیه السلام از کیفیت خلقت حوا، و گفتند که: نزد ما جمعی هستند که می گویند حق تعالی خلق کرد حوا را از دنده های جانب چپ آدم، فرمود که: خدا منزه تر است و عالی تر است از آنچه ایشان می گویند، کسی که این را می گوید قایل می شود که خدا قدرت نداشت که خلق کند از برای آدم زوجه او را از غیر دنده او، چه چیز باعث شده ایشان را که این سخنان گویند؟ خدا حکم کند میان ما و ایشان.
پس فرمود که: چون حق تعالی خلق کرد آدم را از خاک، امر کرد ملائکه را که از برای او سجده کنند و خواب را بر او غالب گردانید، پس از نو پدید آورد برای او خلقی پس حوا به حرکت آمد و از حرکت او آدم بیدار شد ندا رسید به حوا که: دور شو از آدم.
پس چون آدم نظرش بر حوا افتاد، خلق نیکویی دید که شبیه است به صورت او پس با حوا سخن گفت، حوا نیز جواب او را گفت. پس آدم به حوا گفت: تو کیستی؟ گفت: من خلقی ام که خدا مرا خلق کرده است، چنانچه می بینی.
در آن وقت آدم مناجات کرد که: پروردگارا! کیست این خلق نیکو که قرب او مونس من گردیده، و نظر کردن به سوی او مرا از وحشت بیرون آورد؟
حق تعالی فرمود که: حواست، می خواهی که با تو باشد، و مونس تو باشد، و با تو سخن گوید و به هر چه او را امر نمایی اطاعت کند؟
گفت: بلی ای پروردگار من، تو را به این سبب شکر و حمد خواهم کرد تا زنده باشم. حق تعالی فرمود که: پس خطبه و خواستگاری کن او را به سوی خود
پس آدم گفت: پروردگارا از تو خواستگاری می کنم او را، پس به چه چیز در برابر این نعمت از من راضی می شوی؟
فرمود که: رضای من آنست که معالم دین مرا به او بیاموزی
آدم گفت: قبول کردم که این کار را بکنم اگر تو خواهی
حق تعالی فرمود که: من خواستم و او را به تو تزویج کردم، او را به سوی خود بر.
آدم گفت به حوا که: بیا بسوی من.
حوا گفت: تو بیا بسوی من
پس حق تعالی امر کرد آدم را که برخیزد و بسوی او برود. پس برخاست و به سوی او رفت، و اگر نه این بود، هر آینه زنان می بایست بسوی مردان روند و ایشان را خوایتگاری کنند برای خود. پس این است قصه حوا و آدم.
فرمود که: بلکه حوا را خلق کرده اند از آدم، اگر آدم از حوا خلق می شد طلاق به دست زنان می بود و به دست مردان نمی بود.
پرسید که: از کل آدم خلق شد یا از بعض او؟
فرمود: اگر از کل او خلق می شد، در قصاص، حکم مردان و زنان یکی بود.
پرسید که: از ظاهر آدم خلق شد یا از باطن او؟
فرمود که: از باطن او، و اگر از ظاهر او خلق می شد هر آینه زنان بی چادر می گشتند چنانچه مردان می گردند، پس به این سبب لازم شده است که زنان خود را مستور گردانند.
پرسید که: از جانب راست آدم مخلوق شد یا از جانب چپ؟
فرمود: اگر از جانب راستش مخلوق می شد هر اینه مرد و زن در میراث مساوی بودند، چون از جانب چپ او مخلوق شده است، زن یک سهم می برد از میراث و مرد دو سهم، و شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است.
در حدیث معتبر آمده است که زنان را برای این نسا می گویند که آدم را انسی بغیر از حوا نبود.
در حدیث معتبر دیگر آمده است: چون حق تعالی آفرید آدم را و دمید در او روح را، پیش از آنکه روح در تمام بدن او جاری شود و به روایت دیگر چون روح به زانوی او رسید جست که برخیزد، نتوانست و بیفتاد، پس حق تعالی فرمود: و کان الانسان عجولا یعنی: آفریده شده است انسان تعجیل کننده.
فرمود که: چنین یافتم در کتاب امیرالمؤمنین علیه السلام، پس حق تعالی روح در جسد آدم دمید، چون روح به دماغش رسید عطسه کرد پس گفت: الحمدلله رب العالمین، حق تعالی به او خطاب کرد که: یرحمک الله، حضرت صادق فرمود: پس سبقت گرفت از برای او رحمت از جانب خدا.
سؤال کردند از حضرت صادق علیه السلام از کیفیت خلقت حوا، و گفتند که: نزد ما جمعی هستند که می گویند حق تعالی خلق کرد حوا را از دنده های جانب چپ آدم، فرمود که: خدا منزه تر است و عالی تر است از آنچه ایشان می گویند، کسی که این را می گوید قایل می شود که خدا قدرت نداشت که خلق کند از برای آدم زوجه او را از غیر دنده او، چه چیز باعث شده ایشان را که این سخنان گویند؟ خدا حکم کند میان ما و ایشان.
پس فرمود که: چون حق تعالی خلق کرد آدم را از خاک، امر کرد ملائکه را که از برای او سجده کنند و خواب را بر او غالب گردانید، پس از نو پدید آورد برای او خلقی پس حوا به حرکت آمد و از حرکت او آدم بیدار شد ندا رسید به حوا که: دور شو از آدم.
پس چون آدم نظرش بر حوا افتاد، خلق نیکویی دید که شبیه است به صورت او پس با حوا سخن گفت، حوا نیز جواب او را گفت. پس آدم به حوا گفت: تو کیستی؟ گفت: من خلقی ام که خدا مرا خلق کرده است، چنانچه می بینی.
در آن وقت آدم مناجات کرد که: پروردگارا! کیست این خلق نیکو که قرب او مونس من گردیده، و نظر کردن به سوی او مرا از وحشت بیرون آورد؟
حق تعالی فرمود که: حواست، می خواهی که با تو باشد، و مونس تو باشد، و با تو سخن گوید و به هر چه او را امر نمایی اطاعت کند؟
گفت: بلی ای پروردگار من، تو را به این سبب شکر و حمد خواهم کرد تا زنده باشم. حق تعالی فرمود که: پس خطبه و خواستگاری کن او را به سوی خود
پس آدم گفت: پروردگارا از تو خواستگاری می کنم او را، پس به چه چیز در برابر این نعمت از من راضی می شوی؟
فرمود که: رضای من آنست که معالم دین مرا به او بیاموزی
آدم گفت: قبول کردم که این کار را بکنم اگر تو خواهی
حق تعالی فرمود که: من خواستم و او را به تو تزویج کردم، او را به سوی خود بر.
آدم گفت به حوا که: بیا بسوی من.
حوا گفت: تو بیا بسوی من
پس حق تعالی امر کرد آدم را که برخیزد و بسوی او برود. پس برخاست و به سوی او رفت، و اگر نه این بود، هر آینه زنان می بایست بسوی مردان روند و ایشان را خوایتگاری کنند برای خود. پس این است قصه حوا و آدم.