دل پاییزی من
دل پاییزی من رنگ بهارونو میخواد
میگیره بهونه ابرا و بارونو می خواد
چند روزه که بد جوری تنهایی رو حس می کنم
میرم و یه گوشه ای می شینم و کز می کنم
لب سرد من دیگه میلی به آواز نداره
نمی خواد داد بزنه ،حوصله ناز نداره
حالا وقتیکه چشام گونه هامو خیس میکنه
یاد اون غروبای دلگیرو تندیس میکنه
دوست دارم پیشم باشی غروبای سرد پاییز
بیا و رو زخم کهنه ام انقده نمک نریز
دوست دارم اسمتو از پنجره فریاد بکشم
طعم با تو بودنو واسه یه لحظه بچشم
دوست دارم یه بار دیگه پنجره رو باز بکنم
اگه پاییز بذاره دوباره پرواز بکنم
ولی این پنجره دلم دیگه وا نمیشه
هر چه قدر داد می زنم،عقده دل وا نمیشه
باباحمید
دل پاییزی من رنگ بهارونو میخواد
میگیره بهونه ابرا و بارونو می خواد
چند روزه که بد جوری تنهایی رو حس می کنم
میرم و یه گوشه ای می شینم و کز می کنم
لب سرد من دیگه میلی به آواز نداره
نمی خواد داد بزنه ،حوصله ناز نداره
حالا وقتیکه چشام گونه هامو خیس میکنه
یاد اون غروبای دلگیرو تندیس میکنه
دوست دارم پیشم باشی غروبای سرد پاییز
بیا و رو زخم کهنه ام انقده نمک نریز
دوست دارم اسمتو از پنجره فریاد بکشم
طعم با تو بودنو واسه یه لحظه بچشم
دوست دارم یه بار دیگه پنجره رو باز بکنم
اگه پاییز بذاره دوباره پرواز بکنم
ولی این پنجره دلم دیگه وا نمیشه
هر چه قدر داد می زنم،عقده دل وا نمیشه
باباحمید