آهنگ مورد علاقه تون

marry

New member
Ebi



تو ای تنهای معصومم
چه درد آور سفر کردی
چنان در خود فرو مردی
که من دیدم خود دردی

در آن سوی پل پیوند
تویی با خنجری در مشت
در این سو مانده پا در گل
منم با خنجری در پشت

تو ای با دشمن من دوست
صداقت را سپر کردی
چه آسان گم شدی در خود
چه درد آور سفر کردی

خدا این راه گم کرده
که از شیطان تهی تر بود
تورا خواند و تو هم رفتی
که حرفش حرف آخر بود

خدای تو به سحر خواب
به تو بیگانگی آموخت
غم دور از تو پوسیدن
مرا در خویشتن می سوخت

تو ساده دل ندانستی


خدای تو دروغین بود
تنی خاکی و درمانده
خدای تو فقط این بود

تو ای با دشمن من دوست
صداقت را سپر کردی
چه آسان گم شدی در خود
چه درد آور سفر کردی

چنین زخمی که من خوردم
نه از بیگانه از خویش است
هراسم نیست از مردن
ولی مرگ تو در پیش است

شب رفتن تو را دیدم
ولی انگار در کابوس
فقط تصویری از تو بود
تو را نشناختم افسوس

کسی هرگز به فکر ما
نبود و نیست ای هم درد
برای مرگ این قصه
کسی گریه نخواهد کرد
 

zErOOn3

Well-known member
SLM

همسایه های عــزیز و گــرامی :

پــــــــــوزش بـــا3 D:نایتــــ ...


12f3b5c457a9.jpg

http://zcin.comule.com/up/12f3b5c457a9.jpg
 

pari20

New member
میدونی دل اسیره

اسیره تا بمیره

میدونی بدون تو

دلم آروم نگیره

میدونی دل تنگ تو

نموده آهنگ تو

ولی بیهوده جوید

بسی بیهوده پوید

به من بگو بی وفا

حالا یار که هستی

خزان عمرم رسید

نو بهار که هستی

میخوام برم دور دورا

دلم طاقت نداره

دست غم تو داره

روزامو می شماره

میدونی دل اسیره

اسیره تا بمیره

میدونی بدون تو

دلم آروم نگیره

میدونی دل تنگ تو

نموده آهنگ تو

ولی بیهوده جوید

بسی بیهوده پوید

به من بگو بی وفا

حالا یار که هستی

خزان عمرم رسید

نو بهار که هستی

میخوام برم دور دورا

دلم طاقت نداره

دست غم تو داره

روزامو می شماره

میدونی دل اسیره

اسیره تا بمیره

میدونی بدون تو

دلم طاقت نگیره

میدونی دل تنگ تو

نموده آهنگ تو

ولی بیهوده جوید

بسی بیهوده پوید​
 

mw.ashel

New member


آهنگ مورد علاقه من این روزا :
آهنگ جدید رضا شیری و علی جوکار به نام دلم تنگه
:dadad4:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: zErOOn3

pari20

New member
یه دیواره، یه دیواره
که یه عمر آزگاره
اونورش همیشه بن‌بست
اینورش هیچی‌ نداره

یه طرف همه سیاه و
یه طرف همه سفیدیم
این طرف ریشه نداریم
اون طرف ریشه بریدیم

اگه از دیوار خونه
چشممون جدا نمی‌شد
یه درخت پیر انجیر
همه چیز ما نمی‌شد

بسکه زندگی‌ نکردیم
وحشت از مردن نداریم
ساعتو جلو کشیدن
وقت غم خوردن نداریم

برای اون یه وجب خاک
همه دنیامونو دادیم
ما برای بوی گندم
خیلی‌ چیزامونو دادیم

هیشکی یادمون نداده
خنده هامونو ببینیم
این فقط درد وطن نیست
ما تو غربتم همینیم

اینور‌ و اونور دیوار
درد ما هنوز همونه
آی‌ شقایق ما جماعت
دردمون از خودمونه

تو همه خاطره هامون
حق دشمن مرده باده
حتی راه دشمنی رو
هیشکی یادمون نداده

یه دیواره، یه دیواره
که یه عمر آزگاره
اونورش همیشه بن‌بست
اینورش هیچی‌ نداره

از عذاب این قبیله
هممون خون از هم بریدیم
حسّ همخونی نداریم
چون قبیلمونو دیدیم

ما که تو زمزمه هامون
هی‌ به داد هم رسیدیم
یکی‌ یادمون بیاره
کی‌ به داد هم رسیدیم

تو هجوم این همه حرف
هر جوابی یه سقوطه
تو بگو هرچی‌ که میخوای
من که سنگرم، سکوته
 

pari20

New member
اگه یه روز بری سفر بری ز پیشم بیخبر

اسیر رویا ها میشم دوباره باز تنها میشم

به شب میگم پیشم بمونه

به باد میگم تا صبح بخونه

بخونه از دیار یاری

که توش منو تنها نذاری

اگه فراموشم کنی ترک آغوشم کنی

پرنده دریا میشم تو چنگ موج رها میشم

به دل میگم خاموش بمونه

میرم که هر کسی بدونه


میرم به سوی اون دیاری

که توش منو تنها نذاری

اگه یه روزی نوم تو توگوش من صدا کنه

دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه

بذاره دردت تو دوا شه

بره توی تموم جونم

تا باز برات آواز بخونم

اگه میخوای باهم باشیم یار یکدیگر باشیم

مثال ایوم قدیم بشینیمو سحر پاشیم

باید دلت رنگی بگیره

دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگ اون دیاری

که توش منو تنها نذاری

اگه میخوای پیشم بمونی بیا تا باقیه جوونی


بیا تا پوست و استخونه نذار دلم تنها بمونه

بذار شبم رنگی بگیره


دوباره آهنگی بگیره


بگیره رنگ اون دیاری


که توش منو تنها نذاری
 
آخرین ویرایش:

pari20

New member
قصه ی بره و گرگ



بیا تا برات بگم - آسمون سیا شده
دیگه هر پنجره ای - به دیواری وا شده
بیا تابرات بگم - گل تو گلدون خشکیده
دست سردم تا حالا - دست گرمی ندیده

بیا تامثل قدیم - واسه هم قصه بگیم
گم بشیم تو رویاها - قصه از غصه بگیم
بیا تا برات بگم - قصه ی بره و گرگ
که چه جور آشنا شدن - توی این دشت بزرگ

آخه شب بود می دونی -بره گرگ رو نمی دید
بره از گرگ سیاه -حرف های خوبی شنید
بره ی تنها رو گرگ -به یه شهر تازه برد
بره تا رفت تو خیال -گرگ پرید و اونوخورد

بره باور نمی کرد -گفت: شاید خواب می بینه
ولی دید جای دلش -خالی مونده تو سینه
بیا تا برات بگم - تو همون گرگ بدی
که با نیرنگ و فریب -به سراغم اومدی
 

bacillus.bs

New member
تو نه باروني ، نه شن باد

تو نه مرهمي ، نه فرياد

تو نه خسته اي ، نه همپا

تو نه از غيري ، نه از ما

تو نه بيرون ، نه دروني

تو نه ارزون ، نه گروني

تو نه خاکي پوشش گنج

نه يه مُهره روي شطرنج

تو فقط هستي که باشي

تو نه مرگي نه تلاشي

نمي تونم ... نمي تونم

تو رو همصدا بدونم !

تو يه روز سبزي يه روز زرد

يه روز همدردي يه روز درد

اگه اشتباه مي خونم

بگو ، راست بگو ، بدونم

تو کدوم رنگي ؟ کدوم بو ؟

اگه سکه اي کدوم رو ؟

که نه ظلمت نه فروغي

نه رکودي نه بلوغي

نکنه حرفاي خامم خاطر عزيزو آزرد

نکنه اسم حقيرم توي کتاباي تو خط خورد
 

bacillus.bs

New member

داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی

شهر خاموش دلم رو تو پرآوازه کردی

آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود

اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود

به عشق تو زنده بودم

منو کشتی

دوباره زنده کردی

دوستت داشتم

دوستم داشتی

منو کشتی

دوباره زنده کردی

تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم

من به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم؟

عشقت به من داد عمر دوباره

معجزه با تو فرقی نداره

تو خالق من بعد از خدایی


در خلوت من تنها صدایی

به عشق تو زنده بودم

منو کشتی

دوباره زنده کردی

دوستت داشتم

دوستم داشتی

منو کشتی

دوباره زنده کردی

رفته بود هر چی که داشتیم دیگه از خاطر من

کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من

من فراموش کرده بودم همه روزای خوبو

اومدی آفتابی کردی تن سرد غروبو

عشقت به من داد عمر دوباره

معجزه با تو فرقی نداره

تو خالق من بعد از خدایی


در خلوت من تنها صدایی

به عشق تو زنده بودم

منو کشتی

دوباره زنده کردی

دوستت داشتم

دوستم داشتی

منو کشتی

دوباره زنده کردی
 

bacillus.bs

New member

برای خواب معصومانه عشق

كمك كن بستری از گل بسازیم

برای كوچ شب هنگام وحشت

كمك كن با تن هم پل بسازیم

كمك كن سایه بونی از ترانه

برای خواب ابریشم بسازیم

كمك كن با كلام عاشقانه

برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

تورو میشناسم ای شبگرد عاشق

تو با اسم شب من آشنایی

از اندوه و تو و چشم تو پیداست

كه از ایل و تبار عاشقایی

تورو میشناسم ای سر در گریبون

غریبگی نكن با هق هق من

تن شكستتو بسپار به دست

نوازشهای دست عاشق من

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

به دنبال كدوم حرف و كلامی

سكوتت گفتنه تمام حرفاست

تورو از طپش قلبت شناختم

تو قلبت قلب عاشقهای دنیاست

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه

منو به جشن نور و آینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم

تو خورشید و به دست من سپردی

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

كمك كن جاده های مه گرفته

من مسافرو از تو نگیرن

كمك كن تا كبوترهای خسته

روی یخ بستگی شاخه نمیرن

كمك كن از مسافرهای عاشق

سراغ مهربونی رو بگیریم

كمك كن تا برای هم بمونیم

كمك كن تا برای هم بمیریم

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

برای خواب معصومانه عشق

كمك كن بستری از گل بسازیم

برای كوچ شب هنگام وحشت

كمك كن با تن هم پل بسازیم

كمك كن سایه بونی از ترانه

برای خواب ابریشم بسازیم

كمك كن با كلام عاشقانه

برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

تورو میشناسم ای شبگرد عاشق

تو با اسم شب من آشنایی

از اندوه و تو و چشم تو پیداست

كه از ایل و تبار عاشقایی

تورو میشناسم ای سر در گریبون

غریبگی نكن با هق هق من

تن شكستتو بسپار به دست

نوازشهای دست عاشق من

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

به دنبال كدوم حرف و كلامی

سكوتت گفتنه تمام حرفاست

تورو از طپش قلبت شناختم

تو قلبت قلب عاشقهای دنیاست

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه

منو به جشن نور و آینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم

تو خورشید و به دست من سپردی

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

كمك كن جاده های مه گرفته

من مسافرو از تو نگیرن

كمك كن تا كبوترهای خسته

روی یخ بستگی شاخه نمیرن

كمك كن از مسافرهای عاشق

سراغ مهربونی رو بگیریم

كمك كن تا برای هم بمونیم

كمك كن تا برای هم بمیریم

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن


- - - Updated - - -


برای خواب معصومانه عشق

كمك كن بستری از گل بسازیم

برای كوچ شب هنگام وحشت

كمك كن با تن هم پل بسازیم

كمك كن سایه بونی از ترانه

برای خواب ابریشم بسازیم

كمك كن با كلام عاشقانه

برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

تورو میشناسم ای شبگرد عاشق

تو با اسم شب من آشنایی

از اندوه و تو و چشم تو پیداست

كه از ایل و تبار عاشقایی

تورو میشناسم ای سر در گریبون

غریبگی نكن با هق هق من

تن شكستتو بسپار به دست

نوازشهای دست عاشق من

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

به دنبال كدوم حرف و كلامی

سكوتت گفتنه تمام حرفاست

تورو از طپش قلبت شناختم

تو قلبت قلب عاشقهای دنیاست

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه

منو به جشن نور و آینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم

تو خورشید و به دست من سپردی

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

كمك كن جاده های مه گرفته

من مسافرو از تو نگیرن

كمك كن تا كبوترهای خسته

روی یخ بستگی شاخه نمیرن

كمك كن از مسافرهای عاشق

سراغ مهربونی رو بگیریم

كمك كن تا برای هم بمونیم

كمك كن تا برای هم بمیریم

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

برای خواب معصومانه عشق

كمك كن بستری از گل بسازیم

برای كوچ شب هنگام وحشت

كمك كن با تن هم پل بسازیم

كمك كن سایه بونی از ترانه

برای خواب ابریشم بسازیم

كمك كن با كلام عاشقانه

برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

تورو میشناسم ای شبگرد عاشق

تو با اسم شب من آشنایی

از اندوه و تو و چشم تو پیداست

كه از ایل و تبار عاشقایی

تورو میشناسم ای سر در گریبون

غریبگی نكن با هق هق من

تن شكستتو بسپار به دست

نوازشهای دست عاشق من

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

به دنبال كدوم حرف و كلامی

سكوتت گفتنه تمام حرفاست

تورو از طپش قلبت شناختم

تو قلبت قلب عاشقهای دنیاست

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه

منو به جشن نور و آینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم

تو خورشید و به دست من سپردی

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

كمك كن جاده های مه گرفته

من مسافرو از تو نگیرن

كمك كن تا كبوترهای خسته

روی یخ بستگی شاخه نمیرن

كمك كن از مسافرهای عاشق

سراغ مهربونی رو بگیریم

كمك كن تا برای هم بمونیم

كمك كن تا برای هم بمیریم

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت كنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو ، دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: zErOOn3

bacillus.bs

New member

تو از كدوم قصه ای كه خواستنت عادته

نبودنت فاجعه بودنت امنیته

تو از كدوم سرزمین تو از كدوم هوایی

كه از قبیله ی من یه آسمون جدایی

اهل هر جا كه باشی قاصد شكفتنی

توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی

پاكی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی

قد آغوش منی نه زیادی نه كمی

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی كه هست

تو بخوای من قانعم

ای بوی تو گرفته تن پوش كهنه ی من

چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن

چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن

هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت

عمر پوچ من و تو دم واپسین نداشت

آخر شعر سفر آخر عمر منه

لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من حریص رفتنم

عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

منو با خودت ببر منو با خودت ببر

تو از كدوم قصه ای كه خواستنت عادته

نبودنت فاجعه بودنت امنیته

تو از كدوم سرزمین تو از كدوم هوایی

كه از قبیله ی من یه آسمون جدایی

اهل هر جا كه باشی قاصد شكفتنی

توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی

پاكی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی

قد آغوش منی نه زیادی نه كمی

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی كه هست

تو بخوای من قانعم

ای بوی تو گرفته تن پوش كهنه ی من

چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن

چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن

هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت

عمر پوچ من و تو دم واپسین نداشت

آخر شعر سفر آخر عمر منه

لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من حریص رفتنم

عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

منو با خودت ببر منو با خودت ببر


- - - Updated - - -


تو از كدوم قصه ای كه خواستنت عادته

نبودنت فاجعه بودنت امنیته

تو از كدوم سرزمین تو از كدوم هوایی

كه از قبیله ی من یه آسمون جدایی

اهل هر جا كه باشی قاصد شكفتنی

توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی

پاكی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی

قد آغوش منی نه زیادی نه كمی

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی كه هست

تو بخوای من قانعم

ای بوی تو گرفته تن پوش كهنه ی من

چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن

چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن

هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت

عمر پوچ من و تو دم واپسین نداشت

آخر شعر سفر آخر عمر منه

لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من حریص رفتنم

عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

منو با خودت ببر منو با خودت ببر

تو از كدوم قصه ای كه خواستنت عادته

نبودنت فاجعه بودنت امنیته

تو از كدوم سرزمین تو از كدوم هوایی

كه از قبیله ی من یه آسمون جدایی

اهل هر جا كه باشی قاصد شكفتنی

توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی

پاكی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی

قد آغوش منی نه زیادی نه كمی

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی كه هست

تو بخوای من قانعم

ای بوی تو گرفته تن پوش كهنه ی من

چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن

چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن

هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت

عمر پوچ من و تو دم واپسین نداشت

آخر شعر سفر آخر عمر منه

لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من حریص رفتنم

عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

منو با خودت ببر منو با خودت ببر
 

eli 72

Member
غریبه اشنا دوست دارم بیا،منو همرات ببر به شهر غصه ها بگیر دست منو تو دستات..
گوگوش عزیز
 

eli 72

Member
غریبه اشنا دوست دارم بیا،منو همرات ببر به شهر غصه ها بگیر دست منو تو دستات..
گوگوش عزیز
 

k-b

New member
آهنگ پیش درآمد از علی عظیمی
من باد میشم میرم تو موهات.....
 

pari20

New member
با تو مرد مشرقی سنگ صبور ، مانده بر جای گذشته های دور

همه افسانه ی هستی که ز تو مانده به یاد ، کوچه ی قدیمی مون بود که به خاطرم میاد

روزای ساده و خوبی که حسودی توش نبود ، یا که من بچه بودم به چشم من نهفته بود

وقتی که پدر تو خونمون پسر پسر می کرد ، خواهر مهلقا مو می بوسید و بغل می کرد

خونه جای خوبی بود هرچی که بود صفایی داشت ، سفید و سیاه تو اون خونه برام فرقی نداشت

تا یه روزی توی راه مدرسه عشق بی حاصل اون قلبم رو لرزوند تو سینه

یه روزی تنگ غروب بود که اونو دیده بودم ، چون که با رقیب من رفت تلافی کرده بودم

بعد اون یادم میاد شب ها کنار جوی آب ، زیر تیر برق حکایت ز علی کنکوری ها خونده بودم

هرچی بود گذشت ولی دست های تو خاطره ی خوبی گذاشت ، معنی به من نگو دوستت دارم اسمت رو تو دلها گذاشت

اما افسوس که مسبب تمام قصه ها با یه نفرین نامه ای خاری تو چشم ما گذاشت

اومدی مهمون ناخونده به شهر خوب ما ، امان از روز مبادا که شدش نسیب ما

دو مسافر شدیم و زدیم به خشک کوه و دشت ، توی این راه دراز خدا میدونه چی گذشت

اومدیم تا رسیدیم به عصر سال 2000 ، توی این جنگ جاری که بشیم خفیف و خار

که به دست نارفیق هر شب و روز ، بشکنه پشت خنده زیر سنگینی بار

حالا من زندونی هستم توی این شهر و تو زندونی یه شهر دیگه ، چی شده که آسمون با منو تو قهر دیگه

نمیدونم چی بگم با کی گلایه بکنم ، منو دل تنها شدیم با چی علاجش بکنم

فقط اینو میدونم شقایق خوب و قشنگ میتونی پیامی باشی توی این شهر فرنگ

توباید حرف بزنی بخونی از غصه هامون، میتونی رهایی باشی توی این میدون جنگ

بوی خوب گندم از تو موندنیست ، یاور همیشه مومن تو صدات شنیدنیست
 
بالا