.. مرا نهراسان
كه من بارها و هزاران بار
بي شاهد و شناسنامه
از شادي هاي كوچكم جدا شده ام
كه بارها و بارها بي نام و نشان
اسناد تنهايي خويش را امضا كرده ام
بي جوهر و مركبي
من چيزي براي هراس ندارم
وقتي رد پاهاي تو تا اتاق اضطراب من امتداد مي يابد
كسي كه از دلاشوبه ي ظلمت مي هراساني
گيس بريده اي است...