نتایح جستجو

  1. S

    برای تو......

    دوست دارم راهی سفری به سرزمین های دور شوم چند روزی مهمان شهرهای ناشناس باشم دلتنگی هایم را در اتاق کوچک مسافرخانه ای جا بگذارم خودم را در بازارهای شلوغ شهری گم کنم دوست دارم از خودم دور شوم و تو را که بخشی از من شده ای برای همیشه از یاد ببرم کاظم خوشخو - - - Updated - - -
  2. S

    برای تو......

    ما خانه نداریم ماشین نداریم ما کنجِ دنجِ هیچ جایی را نداریم اما تمام جزیره های کوچک این شهر را برای یک بوسه کشف کرده ایم منیره حسینی
  3. S

    برای تو......

    تا آخر عمر درگیر من خواهی بود و تظاهر می کنی که نیستی... مقایسه تو را از پا درخواهد آورد من می دانم به کجای قلبت شلیک کرده ام تو دیگر خوب نخواهی شد... افشین یداللهی
  4. S

    برای تو......

    وقتی مرا نمی خواهی صدا در سینه ام حبس می شود تا نگویم دوستت دارم لب هایم را بر هم می فشارم تا هوس بوسیدنت بر لبانم شعله نکشد دست هایم قانون ممنوعیت آغوشت را دوره می کند و لحظه های تلخم چه کُند به نیستی نزدیک می شود و من همیشه فکر می کنم حتی گوانتانامو آسمانی آبی تر از روزگار من داشت گیلدا ایازی
  5. S

    برای تو......

    وقتی نيستی می خواهم بدانم چی پوشيده ای و هزار چيز ديگر عباس معروفي
  6. S

    برای تو......

    از لیوان ها، به لیوان شکسته، فکر می کنی! از آدم ها، به کسی که از دست داده ای، به کسی که بدست نیاورده ای! همیشه، چیزی که نیست، بهتر است... علیرضا روشن - - - Updated - - -
  7. S

    برای تو......

    با چشم هایت حرف دارم می خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم از بهار، از بغض های نبودنت، از نامه های چشمانم... که همیشه بی جواب ماند باور نمی کنی!؟ تمام این روزها با لبخندت آفتابی بود اما دلتنگی آغوشت...
  8. S

    برای تو......

    .. مرا نهراسان كه من بارها و هزاران بار بي شاهد و شناسنامه از شادي هاي كوچكم جدا شده ام كه بارها و بارها بي نام و نشان اسناد تنهايي خويش را امضا كرده ام بي جوهر و مركبي من چيزي براي هراس ندارم وقتي رد پاهاي تو تا اتاق اضطراب من امتداد مي يابد كسي كه از دلاشوبه ي ظلمت مي هراساني گيس بريده اي است...
  9. S

    برای تو......

    کيستی که من اين گونه به جد در ديار رؤياهای خويش با تو درنگ می کنم؟ احمد شاملو
  10. S

    برای تو......

    من فکر می کنم که تو دیوانه ای چرا که قلب خود را این لاله ی شفیقِ صحرایی، این قالی مجلل، این کوه نور را دادی به من که از همه ی شهر بدترم من فکر می کنم که تو دیوانه ای! علی باباچاهی
  11. S

    برای تو......

    کمی دوستم داشته باش نظم رفتنت را به هم بریز کمی دستت را به من بده که امتداد دستانت بندر ِ آرامش است نزار قبانی
  12. S

    برای تو......

    این منم که گم شده ام؟! یا تویی که پیدا نمی شوی...؟! عباس معروفی
  13. S

    برای تو......

    همین چند روز پیش فکر می¬کردم می¬توانم عاشق کسی شبیه تو شوم از همین چند روز پیش هیچ کس شبیه تو نیست کامران رسول¬زاده
  14. S

    برای تو......

    به تو سلام می¬کنم کنار تو می¬¬نشینم و در خلوتِ تو شهرِ بزرگ من بنا می¬¬شود! احمد شاملو
  15. S

    برای تو......

    دریاها را من سرودم وقتی تو آمدی 1 عاشق­­ات شدم با شعرهای بسیار و شعرهای تلخ از تو نوشتم برای تو تنها برای تو بود اگر تفنگ به دست گرفتم برای تو بود اگر به ایستگاه رفتم اگر دست تکان دادم برای تو بود حالا به­خاطر ِ تو از هر قطار می­گریزم 2 تو زیبا بودی و تهران ِ پیرامون­ات را فقط به خاطر ِ تو...
  16. S

    برای تو......

    ... اما اعجاز ما همین است: ما عشق را به مدرسه بردیم در امتداد راهرویی کوتاه در آن کتابخانه­ی کوچک تا باز این کتاب قدیمی را که از کتابخانه امانت گرفته­ایم ـ یعنی همین کتاب اشارات را ـ با هم یکی دو لحظه بخوانیم ما بی­صدا مطالعه می­کردیم اما کتاب را که ورق می­زدیم تنها گاهی به هم نگاهی... ناگاه...
  17. S

    برای تو......

    هر چند عاشقان قدیمی از روزگار پیشین تا حال از درس و مدرسه از قیل و قال بیزار بوده­اند اما... اعجاز ما همین است: ما عشق را به مدرسه بردیم در امتداد راهرویی کوتاه در یک کتابخانه­ی کوچک بر پله­های سنگی دانشگاه و میله­های سرد و فلزی گل داد و سبز شد آن روز، روز چندم اردیبهشت یا چندشنبه بود نمی­دانم...
  18. S

    برای تو......

    مرا دوست بدار! به سان گذر از یک سمت خیابان به سمتی دیگر؛ اول به من نگاه کن بعد به من نگاه کن بعد باز هم مرا نگاه کن سيامك تقي زاده
  19. S

    مرسي گلم:)

    مرسي گلم:)
  20. S

    مشاعره

    ان ماه ديده است كه من نرم كرده ام با جادوي محبت خود قلب سنگ او ان ماه ديده است كه لرزيده اشك شوق در ان دو چشم وحشي و بيگانه رنگ او «يادي از گذشته-فررغ فرخزاد»
بالا