بچه ها با یه آنتراکت چطورین
تا شما این داستان ومی خونین منم میتونم برم wc
داستان لقمان و برآورد مدت زمان رهگذر روزی لقمان در کنار چشمه ای نشسته بود . مردی که از آنجا می گذشت از لقمان پرسید : چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟
لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است.
دوباره سوال...