نتایح جستجو

  1. B

    مشاعره

    نمی رنجم اگر باور نداری عشق نابم را که عاشق از عیار افتاده در این عصرعیاری
  2. B

    مشاعره

    و خدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟
  3. B

    مشاعره

    تو اهل شعر سپیدی غزل نمی خوانی که نظم زندگی ام را چنین به هم زده ای
  4. B

    مشاعره

    هر تار مویت خالق صد ساز و آواز است مشکاتیان مشکاتیان سنتور یعنی این
  5. B

    مشاعره

    نمی دانم چرا؟ اما ترا هر جا که می بینم کسی انگار می خواهد زمن تا با تو بنشینم
  6. B

    مشاعره

    توبه کردم که تو را خاک کنم صدها بار توبه گرگ که عاشق شده مرگ است انگار
  7. B

    مشاعره

    می خواهم از این پس همه از عشق بگویم یک عمر، عبث داد زدم بر سر بیداد
  8. B

    مشاعره

    تو روی ماه خودت را نشان ندادی و من اگر چه ماه تمامی هلال می بینم
  9. B

    ژاپنی‌ها از یک قطره خون، موش ساختند

    دوست عزیز ممنونم از پست علمی تون فقط یه نکته رو ممنون میشم در نظر بگیرید. البته قبلا هم خدمت دوستان توی تاپیک های دیگه عرض کردم! خبر علمی باید همراه با لینک اصلی خبر+ مقاله باشه، تا اگر کسی خواست بیشتر بدونه به منبعش دسترسی داشته باشه. سپاس از توجهتون :riz304:
  10. B

    مشاعره

    مرا با برکه ام بگذار دریا ارمغان تو بگو جوی حقیری آرزوی رود با خود داشت شب خوش :riz304:
  11. B

    مشاعره

    کوچ تا چند ؟! مگر می شود از خویش گریخت بال تنها غم غربت به پرستوها داد
  12. B

    مشاعره

    یک نامه به نامــــــم ننوشتـــــی مگر آخــــــــر کاغذ به سمرقنـــــــد تو ای قند! به چند اســــت؟
  13. B

    مشاعره

    من حسرت پرواز ندارم به دل آری در من قفسی هست که می خواهدم آزاد
  14. B

    مشاعره

    یک روز می رسد که تو هم باورت شود من ساده تر ز جمع مکسر شکسته ام
  15. B

    مشاعره

    تو کیستی؟ که سفرکردن از هوایت را نمی توانم حتی به بال های خیال
  16. B

    مشاعره

    مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت
  17. B

    مشاعره

    محمدعلی بهمنی!
  18. B

    مشاعره

    نگاهی شیشه ای دارم به سنگ مردمک هایت الفبای دلت معنای نشکن را نمی فهمد
  19. B

    مشاعره

    تا دست هيچ کس نرسد تا ابد به من مى خواستم که گم بشوم در حصار تو
  20. B

    مشاعره

    بچه ها مرسی که سرعتتون رو توی مشاعره افرایش دادید:rose: دوستان گویند سعدی دل چرا دادی به عشق تا میان خلق کم کردی وقار خویش را ما صلاح خویشتن در بی نوایی دیده ایم هر کسی گو مصلحت بینند کار خویش را
بالا