وای الهی یه لحظه بدنم سیخ شد.به عکس و امضات توجه نکرده بودم.
یه صحنه دیدم توی تلویزیون که مادره داشت غذا تو دهن پسر سرطانیش کرد.من که هنوز دخترم اون لحظه داغون شدم از اینکه چطوری یه مادر میتونه تحمل کنه که بچه اش ذره ذره با رنج جلوی چشماش بمیره،خدا به حق این ماه رمضون این بیماریی رو تو هیچ خونه...