نتایح جستجو

  1. saeedms

    نطرت درباره آواتار نفر قبلیت چیه؟؟؟؟

    antenyus:حس نظم و مرتب بودن
  2. saeedms

    سلااااااام

    سلااااااام
  3. saeedms

    کمک کن پیداش کنم

    ما همه یک گمشده داریم. ولی اگر بگم اون گم شده چی است شاید باورت نشه! شاید بهم بخندین و بگین .... ولی می گم ما همه یک گمشده مشترک داریم و اون گمشده خودمون هستیم. خیلی از ما آدما خودمون رو گم کردیم.فراموش کردیم کی هستیم.
  4. saeedms

    جمله هاي کوتاه حكيمانه

    برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی است.لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی. پرهایش را بزن خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره*ها پرت کند.
  5. saeedms

    جمله هاي کوتاه حكيمانه

    نمی دانم به تو که نیستی و عاشقانه دوستت دارم بیاندیشم....؟؟ یا او که هست و عاشقانه دوستم دارد.....؟؟!!
  6. saeedms

    زانو نمیزنم...

    زبانشان را نمی فهمم ! دورم را گرفته اند و گوشتهای تنم را با منقارهای خون آلودشان می جوند . . . زبانشان را نمی فهمم نمی دانم چه میگویند سرم تیر می کشد پا هایم دیگر توان ندارن من و زانو زدن؟؟؟!!!! هرگز!!! هرگز زانو نمیزنم ولی آه . . . در دل خرد میشوم خرد
  7. saeedms

    برخی قوانین رایج در کره شمالی

    احساس خوشبختی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!حالا همه ی قوانین به کنار 10 سال خدمت سربازی!
  8. saeedms

    داستانک (داستان های جالب و خواندنی)

    زندگی کنم. شاخه و برگ یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند به دنبال آن برگهای ضعیف جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد تا این که تمام برگها جدا شدند شاخه از کارش بسیار لذت می برد . برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم...
  9. saeedms

    داستانک (داستان های جالب و خواندنی)

    شرط عشق دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از...
  10. saeedms

    داستانک (داستان های جالب و خواندنی)

    ( طناب ) The Rope داستان را در دلتان با صدای بلند و با توجه بخوانید. مطمئنا تا سال ها آن را در خاطر خواهید داشت. داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود می خواست،...
  11. saeedms

    دعا

    خدا یا می خواهم فقیری بی نیاز باشم تا که جاذبه های زندگی مادی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند
  12. saeedms

    قبول نشدین...بیان اینجا

    من امسال نخونده بودم ولی امیدوار بودم با امتیاز استعدادهای درخشان قبول شم که نشدم همه ی اینا دیگه تموم شد حسرت گذشته رو نمیخورم چون بیهوده است.برنامه ریزی کردم برا کنکور سال بعد ایشالا با کمک خدا و تلاش خودم میخوام جزو 3 نفر اول باشم .
  13. saeedms

    جمله هاي کوتاه حكيمانه

    در شگفتم که سلام آغاز هر دیدار است ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است
  14. saeedms

    جمله هاي کوتاه حكيمانه

    شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشتی را داشتی ،اما حالا که به آن دعوت شده ای ، تا میتوانی زیبا برقص.
  15. saeedms

    جمله هاي کوتاه حكيمانه

    به همه عشق بورز ،به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن!
  16. saeedms

    شهرمونو معرفی کنیم.

    منده ائلیمین عاشیقییم بولبول شیدا آشکاردی بو سوئز سینده پنهان اولابولمز دونیاده گوزل اوئلکه اگر چه سایا گلمز هش اوئلکه بیزیم آذربایجان اولا بولمز
  17. saeedms

    فقط برای خداوند...

    دلم گرفته، ای خدا این روزا هیچکی غیر تو ، درد من ونمی دونه . دلم گرفته، ای خدا حتی صدامم این روزا به ساز من نمی خونه. دلم گرفته ازهمه از این روزای سوت و کور . از این ترانه مردگی، از این شبهای بی عبور. تمام لحظه های دلم زیر هجوم حادثه منتظر یه راهیه تا دوباره به توبرسه . دلم گرفته، ای...
  18. saeedms

    وقتي دلتون ميگيره كسيو داريد براش دردو دل كنيد؟

    به کی بگم حرفمو من... این درد تنها شدنو... من با کی درد دل کنم... هیچکی نمی فهمه منو... آروم نمی گیره دلم ... به آخر خط رسیده... حتی دیگه این گریه ام... دردمو تسکین نمی ده... به کی بگم حالم و احوالم و من ... بد شگونی فالمو من... با کی تحویل بگیرم باز عید امسالمو من... به کی بگم خونه دلم آخ که...
  19. saeedms

    شهرمونو معرفی کنیم.

    وقتي سخن از تبريز مي رود؛ قلم و انديشه نيز در وصف آن عاجز مي نمايد. آري اينجا تبريز است، شهري به قدمت تاريخ و استواري ارك عليشاه، به سرخي عينالي و به كبودي گوي مچيد.
  20. saeedms

    آنها فقط از « فهمیدن » تو می*ترسند.

    هرکس – نه تنها – به میزان معلوماتی که دارد عالم نیست بکله به میزان مجهولاتی که در عالم احساس می کند عالم است.
بالا