لطف الهی
ذوالنون مصری یکی از عرفای معروف میگوید:وقتی از شهر بیرون آمدم تا ساعتی را در صحرا بگذرانم ناگهان عقربی دیدم که با عجله میامد .همینکه به کنار رود نیل رسید قورباغه ای بر لب آب آمد و عقرب برپشت او سوار شد و از عرض رود نیل گذشتند و به آن طرف رود رسیدند.
با خود گفتم حتما در این کار رازی...