یروز سرد تابستون تو مدرسه کنار بخاری وسط زنگ موقع تنفس بچه ها بود انوقت که از سردی هوا نمیتونستن برن بیرون بازی کنن نشسته بودن یکی از اولیها که باباش باغ سیب داره اومد جلو میزم گفت اقا یدونه سیب بامزه دارم فک کردم طعم سیبو میگه وقتی سیب رو نشونم داد دیدم نه شکلشو میگه منم تا سیبو دیدم خلاقیت...