نتایح جستجو

  1. marry

    مسلمانی

  2. marry

    درس پنجم : یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه!

    نتيجه : مردا دروغگو هستند :a2d3:
  3. marry

    سوال و جواب (علوم آزمایشگاهی)

    سلام existence خوش اومدي به اين سايت :)
  4. marry

    سلام :)) اون موقع طرح نميرفتم.كاري هم نداشتم،روزي 7-8 ساعت ميخوندم.الان 4 ماهه طرحمو شروع...

    سلام :)) اون موقع طرح نميرفتم.كاري هم نداشتم،روزي 7-8 ساعت ميخوندم.الان 4 ماهه طرحمو شروع كردم.خب هماتو استرسم داره ولي بخون نااميد نباش.سعي كن زبانو بالا بزني خيلي مهمه..
  5. marry

    نتایج ازدواج آقــــایــــان

    دارن نصيحتت ميكنن اما طنز گونه......
  6. marry

    مرد مهربان

    خب تو ميگي همه خوبن ولي بعضي وقتا شرايط باعث ميشه......من چيكار كنم؟:sad:
  7. marry

    زنگ تفریح

    همون كاري رو ميكنه كه بانفر قبلي كرد !
  8. marry

    مرد مهربان

    خب اگه شرايط خوب باشه همه مهربونن..........
  9. marry

    مرد مهربان

    تكبييييييييييييييييير
  10. marry

    خاطره نویسی از نوع آزمایشگاهی

    كارورزي كه ميرفتم يه خانمه ميخواست تو ليوانش وايتكس بريزه تميز شه،اشتباهي ادرار 24 ساعته كه اونجا بودو ريخت.:25r30wi:
  11. marry

    زنگ تفریح

    ما نميدونيم،ماكه روانشناس نيستيم.:tonguesmiley:
  12. marry

    زنگ تفریح

    اخي گناه داشت،دلم سوخت.تو بعنوان يه روانشناس كاري نكردي؟:happysmiley:
  13. marry

    انواع بله گفتن عروس خانوما

    اخييييييييي عكس ممول من عاشق اي كارتون بودم خيلي حال كردم.خدا دلتو شاد كنه:riz304:
  14. marry

    خاطره نویسی از نوع آزمایشگاهی

    كاش ميشد يه بارم سوپروايزر ما پخش زمين شههههههههه:whistle:
  15. marry

    نمره اعصاب شما چند است؟

    كسي به بهار من چيزي نگه قاطي ميكنمااااااا:p7977cujr38iyymsu8:
  16. marry

    شما یادتون نمیاد؟

    نه من يادم نمياد ما كه سني نداريم:p
  17. marry

    زنگ تفریح

    توی یه تاکسی - پیکان - خیلی قدیمی داشتیم می*رفتیم جایی. خیلی هم دیرمون شده بود. توماس به راننده گفت: آقا چرا مثل لاشخور می*ری؟ راننده هم وسط اتوبان انداختمون پایین. بهش گفتم چرا این حرف رو زدی؟ گفت من حرف بدی نزدم. منظورم اون حیوونی که خیلی آروم می*ره بود. منظورش لاک*پشت بود!
  18. marry

    بیایید قو رباغه نباشیم!!!!

    اگه بسوزيم ولي نتونيم بيرون بپريم چي؟:21:
  19. marry

    کلبه ی تنهایی من

    واااااااااااااااااااااااااااااي نه :13:
  20. marry

    من عاشقت شدم

    از این شب های بی پایان، چه می خواهم به جز باران که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده... به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت، دریغ از لکه ای ابری که باران را به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند نه همدردی، نه دلسوزی، نه...
بالا