از صبح تا حالا یه کله دارم درس می خونم یه لحظه خواستم گوشیمو نگاه کنم ببینم ساعت چنده!
یه دفه زرتی مامانم اومد تو اتاق و یه بشقاب پر میوه و تنقلات آورده بود، تا منو دید گفت ?منو باش فکر می کردم بچم داره درس میخونه برم به تغذیش برسم، خاک تو سرت? در رو محکم بست و رفت بیرون!