نه خوابم می*برد نه می*برد مرگم به بیداری
به این حال معلق تا کی*ام بیدار می*داری
فقط یک پنجره کافی*ست تا خورشید برگردد
به این شب*های سیمانی و ساعت*های دیواری
هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی،
نفس بفرست! مُردم آه! از این آهِ تکراری
برایم چشمگی کن تشنگی را از لبم بردار
بجوش آنگاه...