گفتی:
آواز این پرنده
مثل حضور مبهم تنهایی است
با دست خود گلوی قناری را
از حجم استخوانی تن کندم.
گفتی:تنها
در خط استوایی هر سینه
روز ورود عشق چه رویائی است
با دست خود دریچه هر دل را
از چارچوب تنگ بدن کندم.
گفتی،دوباره...
بي هیچ اسمی مي شه عاشق شد
بي هيچ ردي از خدا رو خاك
من سال ها عاشق شدم بي او
يك حس بي تفسير وحشتناك
من عاشق رفتار هاي تو
اين ترس بي اندازه از دينم
تو عاشق چيزي كه پنهونه
من عاشق چيزي كه مي بينم
بي هیچ اسمی مي شه عاشق شد
جادوي اين دلدادگي كم نيست
تا سيب هاي كال بي تابند
حواي من...
اگر روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی اگر روزی تهدیدت کردند بدان در برابرت ناتوانند اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالا ست اگر روزی ترکت کردند بدان باتو بودن لیاقت می خواهد