نتایح جستجو

  1. P

    پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ): آن كه در مسئله ((قضا و قدر)) بنگرد، حكايت كسى را دارد...

    پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ): آن كه در مسئله ((قضا و قدر)) بنگرد، حكايت كسى را دارد كه به خورشيد، خيره مى شود. هر اندازه بيشتر بدان چشم بدوزد، بينايى وى ، بيشتر از ميان مى رود.
  2. P

    ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء. يكى از بزرگان طريقت ، شبى مى گذشت ...

    ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء. يكى از بزرگان طريقت ، شبى مى گذشت . روشنايى (اى ) از روزنى بيرون مى آمد و آواز زنى شنيد كه با شوهر مى گفت : اگر نان و آبم ندهى شايد، اگر بزنى و برنجانى شايد، اما اگر ديگرى را بر من بدل كنى و روى از من برگردانى از اين درنگذرم . آن بزرگ...
  3. P

    [IMG]

    [IMG]
  4. P

    خدایا تو می‌دانی آنچه را که من نمیدانم، در دانستن تو آرامشیست، و در ندانستن من تلاطمها، تو خود...

    خدایا تو می‌دانی آنچه را که من نمیدانم، در دانستن تو آرامشیست، و در ندانستن من تلاطمها، تو خود با آرامشت ، تلاطمم را آرام ساز....
  5. P

    زندگي تكثير ثروتی است كه نامش محبت است

    زندگي تكثير ثروتی است كه نامش محبت است
  6. P

    ..........................................................................

    ..........................................................................
  7. P

    .....................

    .....................
  8. P

    ..................................

    ..................................
  9. P

    ...................................................

    ...................................................
  10. P

    ................................

    ................................
  11. P

    .................

    .................
  12. P

    ............

    ............
  13. P

    ...................................

    ...................................
  14. P

    ...........

    ...........
  15. P

    ..........

    ..........
  16. P

    ای دل من، گرچه در اين روزگار جامه رنگين نمی‌پوشی به كام باده رنگين نمی‌نوشی ز جام نقل و سبزه...

    ای دل من، گرچه در اين روزگار جامه رنگين نمی‌پوشی به كام باده رنگين نمی‌نوشی ز جام نقل و سبزه در ميانِ سفره نيست جامت از آن می كه می‌بايد تهی است ای دريغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسيم ای دريغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب گر نکوبی شيشه غم را به سنگ هفت رنگش مي‌شود هفتاد رنگ
  17. P

    در سحرگاه، سر از بالش خوابت بردار! كاروان هاى فرمانده ى خواب از چشمت بيرون كن! باز كن پنجره...

    در سحرگاه، سر از بالش خوابت بردار! كاروان هاى فرمانده ى خواب از چشمت بيرون كن! باز كن پنجره را! تو اگر باز كنى پنجره را، من نشان خواهم داد، به تو زيبايى را. من تو را با خود تا خانه ى خود خواهم برد كه در آن شوكت پيراستگى چه صفايى دارد. آرى از سادگيش، چون تراويدن مهتاب به شب، مهر از آن مى...
  18. P

    مهربانا می دانم که تا تو راهی نیست می دانم که آسمان فیض و رحمتت همه جا بر سرم سایه دارد می...

    مهربانا می دانم که تا تو راهی نیست می دانم که آسمان فیض و رحمتت همه جا بر سرم سایه دارد می دانم که دستهای سبزت همیشه پشت و پناهم است می دانم که تو تنها نگران لغزشهای ناتمام من هستی امّا نمی دانم چرا هر روز که می گذرد از تو دورتر می شوم دلم را به دست آب می سپارم و سبزی روحم را به شیرینی...
  19. P

    ماه را هدف قرار بده تا اگر هم به خطا رفتی جایی میان ستارگان سر در آوری

    ماه را هدف قرار بده تا اگر هم به خطا رفتی جایی میان ستارگان سر در آوری
  20. P

    زبان مشترکی داریم با این همه یکدیگر را نمی فهمیم ما باید مثل غارنشین ها تنها به علامت دست های...

    زبان مشترکی داریم با این همه یکدیگر را نمی فهمیم ما باید مثل غارنشین ها تنها به علامت دست های مان اکتفا می کردیم آن وقت شاید هیچ سوء تفاهمی میانمان جدایی نمی انداخت
بالا