نتایح جستجو

  1. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    1-نه خوشبختانه یا بدبختانه اینقدری غرور دارم که نرم به کسی شماره بدم این کارا به قول معروف خز شده 2- نمیدونم تعریفت از دوست دختر چیه ولی مخاطب خاص خدا شکر ندارم 3-چند بار چند نفر رو دوست داشتم ولی عشق نه عشق یه چیز پاکه نباید با هوس های زودگذر اونو اشتباه گرفت 4-تو جواب بالا گفتم 5-..... 6-...
  2. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    1- نمیدونم والا کیه 2-کلید خونه 3-سعی میکنم با فاصله باهاش راه برم اینجوری راحت ترم 4-تا حالا خدا شکر جریمه نشدم راستش قصر در رفتم 120 کیلومتر 6-قبلا آره ولی الان سعی میکنم درست برم الکی که نیست یه تصادف کنی یه تومن پیاده میشی 7-چون به جاش سعی میکنم قران گوش بدم تا آهنگ که هیچ بار علمی هم...
  3. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    1-هنوز نگرفتم ولی دانشگاه پیراپزشکی البرز 2-سعی میکنم متعادل باشم 3-قبلا پاسخ داده شده 4-ماکارونی 5-قرمه سبزی 6-تنبلی 7-عدم علم کافی و مهارت که باعث فقر میشه 8-از خودم راضی ام نمیخاستم کسی دیگه ای باشم
  4. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    من فعلا برم کار مردم هم روی هوا نمونه اگه وقت شد دوباره میام
  5. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    به نظر من سرنوشت هر کسی دست خودشه نه دست من که مهم بودن یا نبودنش رو تعیین کنم حتی اگر من رییس جمهور یه کشور هم باشم بازم خود مردوم بودن که سرنوشت خودشونه تعیین کردن و به من اعتماد کردن پس سرنوشت اونها دست خودشون و خدای خودشونه
  6. mf2009

    :riz304::riz304::riz304:

    :riz304::riz304::riz304:
  7. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    سوال های مهسا بانو تماما جواب داده شد فقط عزای سوال 50 خطی احسا رو گرفتم که چه جوری جوابش بدم
  8. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    به نظر من عکسش صادقه اون دخترا هستن که توی یک زمان چند نفر رو دوست دارن و جالبیش اینجاست این روابط رو جوری مدیریت میکنن که هیچ کدوم از مخاطب های خاصشون از وجود دیگری خبر دار نمیشه 2-ماکارانی ، انواع کوکو ، برنج ، سالاد اولویه در همین حد 3-هههههههه اون موقع ایمان میارم که اون روز قیامته :25r30wi:
  9. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    1- توی کارهای خونه اگر مجبور بشم برای خودم آشپزی میکنم در همین حد نه بیش تر نه کمتر ابلته توی خونه ما هر کسی باید ظرف غذای خودش رو خودش بشوره در ضمن لباس های خودش رو هم خودش پس کار خونه ای باقی نمیمونه :25r30wi: 2-یه تیکه گوشت با یک کوه ادعا به یه سر سوزن عقل 3-وبلاک نه ولی در تدارک راه اندازی...
  10. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    باشه بابا نمی نویسم من برم سوال های دیگه رو جواب بدم :25r30wi:
  11. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    من عالیم ممنون بابت حضورتون توی صندلی داغ
  12. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    ههههه منم دارم جواب تکمیل جمله سازی شما رو میدم دیگه سوال های شما تموم شد میرم سراغ اون ها نمیازی آدم استعدادهاش رو شکوفا کنه ها :25r30wi:
  13. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    تو خیابون با عشقم بودم یهو یه.....یک هو یک چیزی زیر پایم سبز شد و تعائل خود را از دست دادم و زمین خوردم زیر لب فحشی به زمانه دادم و از زمین برخاستم عشقم گفت عزیزم چی شد یک دفعه گفتم چیزی نشد عزیزم نمیدانم چه شد و زمین خوردم لباس های خود را تکانی دادم و به راهم ادامه دادم و آن روز به خوبی گذشت کم...
  14. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    وارد بهشت شدم پشت سرم در را بستن نه آفتابی بود و نه سرمایی خیلی خوشحال بودم برای خودم از این ور به آن ور میرفتم فرشتگان همه جا بودن انگار روی ابرها داشتم قدم میزدم چند روزی به همین منوال گذشت و من شاد و خوشحال بودم روزها میگذشت و میگذشت و من کم کم احساس کردم که حوصله ام دارد سر میرود اینجا نه...
  15. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    هزارهان هزا کیلومتر انسان توی ذهنم نمیگنجید که اینقدر انسان توی زمین زندگی کردن از همه نوعیش هم بود جلوم یه پیر زنی بود که لباس بیمارستان به تن داشت و دستش اینقدر جای سوزن داشت که تماما کبود شده بود پست سرم هم داشت هر سه ثانیه یکی اضافه میشد من که اصلا به این چیزها اعتقاد نداشتم نکنه دارم خواب...
  16. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    کنار دریا داشتم قدم میزدم..... یک هو هوس کردم برم شنا کنم رفتم توی آب و سرگرم بودم که یه موج شدید آمد و من رو برد توی عمق دریا و حس کردم دارم از ساحل دور میشم و چون زیاد شنا بلد نبودم داشتم هیم جور میرفتم زیر آب و هر چی دست و پا میزدم بدتر و بیشتر فرو میرفتم ثانیه ها رو میشماردم میدونستم دارم...
  17. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    1- منظورت گلی خانومه ؟ چیزی که 8 سال سرو گله زدن اینترنت به من یاد یاد یه چیزه هیچ وقت مجازی مساوی با حقیقی نیست همین و بس 2-هیتلر هم فروردینی بوده که خودت تا آخرش رو بخون ولی به شوخی یکمی تنبلن و زن هاشون تنها زن های هستن که بدون هیچ مردی هم میتونن گلیم خودشون رو از اجتماع دربیارن 3-کلا من از...
  18. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    1- قبول ندارم کسی که شادی واقعی رو درک کنه و داشته باشه هیچ وقت غمگین نمیشه ولی اگر شادی رو فقط توی مادیات ببینه بله از درون خالیه و برای همین خالی بودنش از همه غمگین تره 2-نظرم اینه که ما انسان ها به جای اینکه بدونیم که عبادت و پرستش خدا برای خودمون خوبه فکر میکنیم خدا محتاج اونه در حال که اگه...
  19. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    خوب شما سوال میپرسی من به ر و دیوار که نمیتونم جواب بدم که :25r30wi:
  20. mf2009

    صندلی داغ با حضور mf2009

    در مرود قرمزه که شوخی کردم بقلش یه شکلک خنده هست در مورد سبزه بله حق با شماست ولی بعضی از بانو های محترم هر رابطه ای (حتی یک رابطه کاری ساده ) رو لزوما ازدواج میبینن نمیدونم این فکر هم از کجا منشا گرفته یکمی که بهشون محبت کنی این قصد رو برداشت میکنن منم برای این که سو تفاهم نشه این رو عرض کردم...
بالا