نتایح جستجو

  1. خزر

    [IMG]

    [IMG]
  2. خزر

    [IMG]

    [IMG]
  3. خزر

    [IMG]

    [IMG]
  4. خزر

    برای تو......

    دیگـــــــر به کسی نمی گویم: دوســتت دارم... انگار دوستت دارم های من؛ خداحافظ شنیده می شود...!
  5. خزر

    برای تو......

    وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم... وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم... وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم... وقتی که او تمام کرد من شروع کردم... وقتی که او تمام شد من آغاز کردم... چه سخت است تنها متولد شدن... تنها زندگی کردن ... تنها مردن...
  6. خزر

    برای تو......

    آنقدر پیش این و آن از خوبیهایش گفتم که... وقتی سراغش را میگیرند شرم دارم بگویم: تنهایم گذاشت...
  7. خزر

    برای تو......

  8. خزر

    برای تو......

  9. خزر

    برای تو......

    - - - Updated - - -
  10. خزر

    برای تو......

  11. خزر

    برای تو......

    - - - Updated - - -
  12. خزر

    برای تو......

    مرگ انسان زمانی ست که نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن !
  13. خزر

    برای تو......

    ساده هستم ساده می بینم ساده می پندارم زندگی را نمیدانستم جرم می دانند سادگی را سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم ساده می مانم… ساده میمیرم… اما… ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …
  14. خزر

    برای تو......

    آری سهراب!!!!! توراست میگویی!!!! آسمان مال من است... پنجره . . . عشق . . .... زمین . . . دوست . . . هوا . . . مال من است!!!! اماسهراب تو قضاوت کن... بردل سنگ زمین،جای من است؟؟؟ من نمیدانم چرااین مردم، دانه های دلشان پیدا نیست؟؟؟؟!!!! تو کجایی سهراب...؟؟؟؟ آب راگل کردند!!! چشمها را بستند . . ...
  15. خزر

    برای تو......

    اینبار حتی اگر دستانم هم یخ کرد،دستان کسی را نمیگیرم! جیب هایم ماندنی ترند....
  16. خزر

    برای تو......

    خیلی دلم واسه خودم سوخت... وقتی جواب همه احساس وعشقم شد یه جمله و کوبید تو صورتم... مگه چیزی بین ما بوده؟؟؟
  17. خزر

    برای تو......

    هيچ شباهتی به يوسف ندارم... نه رسولم,نه زيبايم,نه براي كسي عزيزم,نه چشم به راهي دارم... فقط... در " چاه " افتاده ام!!!
  18. خزر

    برای تو......

    شهر من اینجا نیست ! اینجا… آدم که نه! آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند! و جالب تر ! اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی میکند تا میزبان سیاهی دیگری باشد! شهر من اینجا نیست! اینجا… همه قار قار چهلمین کلاغ را دوست می دارند! و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد! شهر من اینجا نیست! اینجا… سبدهاشان پر است...
  19. خزر

    برای تو......

    از آدمــا نپرسید " چـــرا " ناراحتن ...!برای اشکـــ ـهــآ وبغض ـهــآیشان ..." دلیــل " نخواهید !بغض ـهــآی ناخواستهـ ...گریهـ ــهآی بی ارادهـدلیل نمیخواهد !!بهــآنهـ نمیشناسد ...!یک" دل پـــُر"میخواهد ... ویکــــ "حس عجیبــــــ"! کهـ نهـ " او" میتواند توضیح دهد و نهـ " تو " میتوانی درک کنی ...
بالا