navik
پسندها
9

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • سلام طاعات قبول ناویک جون...جقد متن های خوبی بلدین...نه شاید متن های خوبی رو میگین...ممنون...منو از این متن های جذاب تون بی نصیب نزارین هیچ وقت...این دل نوشته هاتونو دوست دارم...راسش آرومم میکنه..خیلی ممنون..
    شعر در هاون من ، داغ داغ است هنوز
    انقدر کوفته ام در واژه ، خرد خرد است هنوز
    وزن خوبی دارد ، نان خشکی گفته
    قیمت خوبی داد
    یک غزل میگیرد سه ریالی رویش
    بستنی میدهد و باقی اش مال خودم
    ...
    شعر در هاون من داغ داغ است هنوز
    من خودم میدانم وزن خوبی دارد
    حس من مندرس و لب تاول زده ام
    شعربی وزن من و ماهی غم زده ام
    چه قدر خوب به هم میآیند
    ..
    شعر در هاون من داغ داغ است هنوز
    آنقدر کوفته ام بر واژه خرد خرد است هنوز
    چایی کهنه دم و این سماور خاموش
    یاد تو یخ بسته درکنار فانوس
    نور در این شبها در تبسم خفته
    من به خود میگویم حس اینجا مرده .
    ..
    شعر در هاون من داغ داغ است هنوز !.
    ...
    k1nd
    92/3/21
    اشك در كوشه چشمم خشكيد
    و نديدي هرگز
    انگاه كه تر شد چشمم
    چشم زيباي تو در ديدن يك حلقه ، النگو شايد !
    و همين حسرت وامانده
    به قلبم لغزيد
    من كمي سخت به خود امدم و فهميدم
    من تو گرچه به هم ميآييم
    راهمان دور ز هم ، مقصدمان بيراه است
    راه چون بيراه است، مقصدش گمراهي
    خوشبحالت كه نديدي اشكم
    و من انگاه كه ديدم
    اشتياق تو به اين دنيا را
    پس كشيدم بالم و دگر از انروز
    پرواز ز يادم بردم
    من و اين بي قفسي دوست شديم
    فارغ از عشق ولي حسرت جانسوز شديم !
    خوش بحالت كه نديدي اشكم !.
    k1nd
    92/4/27
    سلام آقای ناویک.....واقعا ممنون. شعر قشنگی بود:rose:
    سلام ,
    طاعات و عباداتتون قبول
    ممنون ,شعرتون زيباست .....ولي يه غمي توشون هست????!!!!

    جرا???
    اشك در چشم من و ، ياد به دفتر مانده
    اين حسرت وغم، از تو به دل جا مانده
    گفتند زمان رفتنم نزديك است
    خنديدم و اين تبسم تلخ به لب ، جا مانده !
    انها كه نميدانستند از رفتن تو تا امروز !
    من رفته ام و ، فقط تنم جا مانده !
    k1nd
    92/4/26
    دعایم گرچه گیرا نیست،
    دعایت میکنم!
    نمیدانم چه میخواهی،از او خواهم برای تو:
    هرآنچه در دلت خواهی

    سلام ممنون.... شعر خیلی قشنگی بود:rose:
    گاهي زمان و ثانيه قدر يه ساعت نه يه روز
    گاهي تمام عصر روز ‌قدر يه عمر هم ميشود
    شايد كمي دير است اما باز هم
    امروز هم پايان گرفت
    ره يافتگان از اين سفر شايد كمي اسوده اند
    ياد خدا شايد كند ارام اين شالوده ام
    دست دعا برداشتم برخود كه نه بر دوستان
    ارامش گيتي بده هم بر منو هم دوستان
    التماس دعا !
    92/4/24
    راه خود از من جدا كردي چه آسان
    سايه را اينبار از خورشيد ، كج كردي چه آسان!
    راه را ، انديشه را ، اين عشق را ،
    بر آب كردي ، خوب كردي ، چه آسان !
    ...
    صبح ديگر اين بار
    بي تو رسيد
    اين مسير شب يلدا گويي
    با شبي گرم رسيد
    صبح در كوچه بن بست سكوت

    .....
    چون شب از نيمه گذشت
    خواب شيرين تو ارام جهيد
    چشم خود بازنمودم ، تر بود
    بي سخن فهميدم
    ياد تو دگر بار مرا
    مهمان ناخوانده شب بوده ، ولي
    چه عجيب است مرا !
    يا تو و ، ياد منيم
    يا من و ، ياد توئيم ..!
    k1nd
    92/4/24
    کاش از این رمضان حکمتش یاد کنیم
    ور نه هر کس که دهان میبنند ، روزه دار است ؟!
    که نیست!
    روزه دل بندیم و خود او بینیم
    که در این حال همه از اوییم
    این دهان بستن ما بر خوراک
    یک نشان دارد از آن سرچشمه
    راه دل باز و دهان میبندیم
    و رنه خود میدانیم
    از بهشت تو به یک نقص ، زمینی گشتیم .
    k1nd
    92/4/19
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا