mf2009
پسندها
91

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • شب توام بخیر داداشی خوب و درس خون من :thanks:...... :painting: :rose:

    لحظه های زندگیت آروم :rose:
    باشه موفق باشی داداشی :thanks:

    راستی آواتارتم خیلی قشنگ شد :smilies-azardl (113
    سلام..........خوبی داداشی؟ چراغ خونت خاموشه،خونه نیستی؟:rose:

    آفرین :thanks:،آواتار نو مبارک....
    داداااااااااشی اگه دفعه بعدی برگشتم دیدم آواتارت عوض نشده قهر میشم باهات :rolleyessmileyanim: فعلا خدانگهدارت:bunnyearsmiley:
    سلااااااااااااام داداشی،خوبی؟
    وااااااااااااا تو کجا گود بای زدی؟ :smiliess (15): من کنکور دارم داداشییییییییییی،تو چلا رفتی؟ اینجا بچه ها به کمک هات نیاز دارناااا! از این لوس بازیا در نیار برگرد! انقدر درس نخون.....هههههههه یه وقت دیدی منم برگشتما!بیا نرو،منم بعضی وقتا میام حالا،بزار یه کم درسام پیش بره،یه مشکلی دارم اونم حل بشه،برمیگردم،برگرد داداشی مهربونم، انقدر درس نخون....:smilies-azardl (181
    اگه یه روز همه فراموشت کردن من با توام....

    اگه همه بهت بد کردن من با توام....

    ولی اگه همه دوستت داشتن ...شرمنده من با اونام! :a2d3:
    سلام داداشی.خوبی؟اومدم خدافظی....

    داداشی گلم میخوام برم برای همیشه،آخه یه مشکلی برام پیش اومده،فقط میتونم بگم برام دعا کن داداش خوبم....

    خیلی توی این مدت کمکم کردی،خیلی خیلی.......هیچ وقت خوبی هاتو فراموش نمیکنم.....ببخشید اگر زیاد اذیتت کردم...حلالم کن.....

    با اینکه دلم نمیاد برم،با اینکه خیلی دلم برات تنگ میشه اما باید بگم خدانگهدارت......فردا میام از بچه ها خدافطی کنم....

    امیدوارم که همیشه موفق باشی و به تمام آروزهای قشنگت برسی....

    گاهی ارزش داره از همه چیزت بگذری

    تا لبخند رو به لبای یکی هدیه کنی

    گاهی میتونی با یه کار کوچیک همون لبخند رو بکاری رو لباش

    گاهی مهم اینه که بخوای بخندونی

    اون وقت خدا هم میخنده

    گاهی از خودت بگذر ... فقط گاهی ...

    زندگی

    "زندگی" بـه من آموخـت . . .

    آدمها نـه " دروغ " می گویند

    نه زیر " حرفشان " می زنند .

    اگر " چیزی " می گویند . . .

    صرفا " احساسشان " درهمان لحظه سـت ...........
    گاه می اندیشم...

    چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم

    همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران

    وخدایی که زلال تر از باران است
    گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــد

    و نـــــــــــه خنــــــــده

    نــــــــه فریـــــــــاد آرامــت می کنــــــــد

    و نـــــــه سکــــــــوت

    آنجـــــاست کـــــه بـــا چشمانی خیس

    رو بـــه آسمـــــان می کنی و می گویی


    خدایــــــا

    تنهـــــا تــــو را دارم

    تنهـــــــایم مگـــــــذار......
    دنگ..،دنگ..
    ساعت گیج زمان در شب عمر
    می زند پی در پی زنگ.
    زهر این فکر که این دم گذر است
    می شود نقش به دیوار رگ هستی من...
    لحظه ها می گذرد
    آنچه بگذشت ، نمی آید باز
    قصه ای هست که هرگز دیگر
    نتواند شد آغاز
    :sad:میزی برای کار ،
    کاری برای تخت ،
    تختی برای خواب ،
    خوابی برای جان ،
    جانی برای مرگ ،
    مرگی برای یاد ،
    یادی برای سنگ ،
    این بود زندگی
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا