سلام عزیزم
جوابت رو داده بودم ،پس چرا نیست تازه خواستم شاکی شم که خاطره واست تعرف کردم ،چرا بی تفاوت بودی .
خوب دوباره می نویسم:
عید ت مبارک عزیزم .
قبل اینکه بریم واسه رای دادن (حدود 12 )آبجی رفت و واسه هممون بستنی گرفت.
منم بعد کلی تشکرات نوش جان نمودم ،به نصفش که رسیدم ،مامانم اومدن توی اتاق و با دیدن من
50): روزه نبودی لیلا ؟ و من :14:
ولی خدایش دلم خنک شد(دست خدا درد نکنه که یادم نبود):thanks: ،اینجا واقعا داغه .
جوابت رو داده بودم ،پس چرا نیست تازه خواستم شاکی شم که خاطره واست تعرف کردم ،چرا بی تفاوت بودی .
خوب دوباره می نویسم:
عید ت مبارک عزیزم .
قبل اینکه بریم واسه رای دادن (حدود 12 )آبجی رفت و واسه هممون بستنی گرفت.
منم بعد کلی تشکرات نوش جان نمودم ،به نصفش که رسیدم ،مامانم اومدن توی اتاق و با دیدن من
ولی خدایش دلم خنک شد(دست خدا درد نکنه که یادم نبود):thanks: ،اینجا واقعا داغه .