چشم ،عاغا این ماشینه رو ببینه ،فردا میره به مامانش میگه : از اون ماشینایی که لیلا داره می خوام ... یه بار به سرم اومده ... از این موتور چار چرخ کوچیکا هست ،بهش نشون دادم ،یه بچه سوار بود ... خلاصه مامانش رو وادار کرد : براش خریده .(البته بچه اوله و وضع مالیشونم خوبه) ...
بعضی روزا میگه لیلا : نمی خواد صبح زود پاشی با سرویس بری ، خودم بعدا می رسونمت اداره :riz481:
وقتی باهاش حرف می زنم ،نگران آینده خودم میشم ،خیلی بچه های الان زودتر از سن و سالشون (در مقایسه با موقع ما) میفهمن.