این روزها احساس می کنم یه مسافرم...
یه مسافری که خیلی زود قرار است از این خانه برود...
چه کسی می داند آخرین پیامش را، آخرین سلامش را به چه کسی خواهد داد.
بابا خدا شاهده منتظر این کنکورم که بدم و برم دیگه، خیلی خسته شدم و از طرفی هم عذاب وجدان میگیرم که دوستای خوبمو تنها بذارم ولی چه میشه کرد.واسه من و شیوا دعا کن.ممنونم بابا، خیلی دوست دارم