ZOT
پسندها
292

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • کسی به موفقیت دست می یابد که خوب زندگی کند، زیاد بخندد و زیاد دوست بدارد. کسی که احترام افراد عاقل و فرزانه را جلب کرده باشد و کودکان خردسال را دوست بدارد. کسی که دنیا را بهتر از آنچه یافت، ترک کند، چه با بزرگ کردن یک فرزند صالح، چه سرودن شعری زیبا، و چه با نجات دادن یک انسان. کسی که مورد تحسین منتقدان باشد و خیانت دوستان را تحمل کند. کسی که همیشه زیبایی های دنیا را ستایش کند. کسی که بهترین خصوصیات افراد را ببیند و بهترین ها را تقدیم آنها کند. کسی که زندگیش یک الهام باشد و خاطره اش یک نیایش.
    انواع عشق...
    بعضی عشقا مثل حضرت آدمه ( خوبیش اینه كه اولین عشقته )
    بعضی عشقا مثل حضرت نوح می مونن ( بعضیا از ترس طوفان میان پیشت)
    عضی عشقا مثل حضرت ابراهیمه ( باید همه چیزتو قربونی كنی )
    بعضی عشق ها هم مثل حضرت مسیحه ( آخرش به صلیب كشیده میشی)
    بعضی عشق ها هم مثل حضرت موسی هستن ( تا یه كمی دور میشی یه گوساله میاد جاتو می گیره )
    خدایا...
    در دو راهی زندگی ام
    تابلوی راهت را محکم قرار بده
    نکند با نسیمی راهم را کج کنم...
    خواهش میکنم زهرا جون.آواتار نو مبارک باشه خانوووم:bunnyearsmiley:
    اگر خوب زندگی كنی به حتم شاد نمی شوی، اما اگر شاد باشی خوب زندگی خواهی كرد.برتراند راسل
    سلام دوست عزیزم....مرسی تو خوبی؟
    اصلا نمی خواستم بیام اونجا یه هم دستم خورد یه حروفی نوشته شد!
    دوستت دارم دوست خوبم....
    خستگی را تو به خاطر مسپار

    که افق نزدیک است

    و خدایی بیدار

    که تو را میبیند

    و به عشق تو همه حادثه ها می چیند

    که تو یادش افتی و بدانی که همه بخشش اوســت

    و

    همینش کافیــــــــــــست...
    خو پس مثه خودمی...:whistle: من همش به شهریور فک میکنم...روزی که نتایج میاد و بچه ها همه خبر قبولیشونو میدن و من باید چراغ خاموش بیام....
    سلام عزیزم...مرسی...تو خوبی؟؟؟ زهرا تو هم واسه ارشد میخونی؟؟


    آنقدر زمین خورده ام که بدانم

    برای برخاستن،نه دستی از برون

    که همتی از درون

    لازم است

    حالا اما…

    نمی خواهم برخیزم

    در سیاهی این شب بی ماه

    می خواهم اندکی بیاسایم

    فردابرمی خیزم

    وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام…
    زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
    گردشـــی در کوچــه باغ راز کن
    من مـیـــان جســـم‌ها جــان دیـــده‌ام
    درد را افکنـــده درمـان دیـــده‌ام
    دیــــده‌ام بــر شـــاخه‌ها احـســـاسـ‌ـها
    می‌تپــد دل در شمیــــم یاسها
    زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
    زندگی باغ تماشـــای خداســت
    گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
    می‌تواند زشــت هم زیبا شــود
    حال من، در شهر احسـاسم گم است
    حال من، عشق تمام مردم است
    زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
    صبـــح‌هـا، لبـخند‌هـا، آوازهـــا
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا