parnia
پسندها
35

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • شیوا جون خدا رحمتشون کنه.میدونم چه حس و حالی داری ، اونوقتی که ما مهمون داریم منم دیونه میشم که نتونستم بخونم و منم وقتی از سر کار برمیگردم خونه و تو راه میگم که آره اگه برسم خونه کمی استراحت میکنم و شروع میکنم به خوندن که از شانس من یه اتفاق غیر منتظره ای میفته یا مهمون میاد و نمیتونم بخونم.
    شیوا جون یه تایپیک زدم با عنوان درد و دلهای یک ماما که بعد این بیایم و اونجا مشکلاتمون رو مطرح کنیم و براش راه حل پیدا کنیم و بهم انرژی بدیم
    چرا عسلم...کسی بهت چیزی گفته یا ناراحتت کرده زودی بهم ندا بده تا وردنه واریا و لانچیکو تارا رو بگیرم و بیام سراغش؟
    انسان پر جربزه و قابل وقتي با بحران روبه‌رو مي‌شود، به تكيه‌گاه فكر نمي‌كند؛ روش خود را تحميل مي‌كند، مسؤوليتش را مي‌پذيرد و نتيجه كار را [پيروزي يا شكست] از آن خود مي‌داند. چارلز دوگل
    سلام شیوا جون...خوبی جیگر؟ چه خبرا؟ میدرسی یا نه؟ از حاجی و داداش ما چه خبر؟
    از بزرگی پرسیدند خیلی سخت می گذرد چه باید کرد؟؟؟

    گفت خودت می گویی سخت می گذرد سخت که نمی ماند......!!!
    امشب عصبانیم ... خیـــــــــــــــــــــــــلی
    اعتبار کارتم تموم شده باید تا شنبه صبر کنم تمدیدش کنن ... فعلا تو خونه میخونم
    کاش هممون مال یه شهر بودیم با هم میرفتیم درس میخوندیم ... حوصلم سر میره تنایی
    آفرین دختر گل:ad54ad:...امروزم خوب درس بخون.منم خیلی دوست دارم:riz304:
    سلااااام به روی ماهت.درس خوندی دیروز؟؟:28:
    خوبان نه در ازدحام روزگم میشوند نه درخلوت شب،پس بدان توهمیشه پیدایی...
    بــــــــــــــــــــــعــــــــــــــــــــــــــله

    کاش مام یه حاجی داشتیم
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا