دریا...
پسندها
8

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • هر آنچه امروز تجربه‌اش مي‌كنيد، نتيجه‌ي ديدگاه شما در گذشته است. جك كانفيلد
    انسان همان چیزی می شود که به آن می اندیشد . با ناخواسته های خود نجنگ ، چرا که قویتر و بزرگتر می شوند. با این کار تمام تمرکز خود را بر روی چیزهایی که نمی خواهی ، میگذاری و ناخواسته ها را به سوی خود جذب می کنی. جك كانفيلد
    هر آنچه که ذهن انسان قادر باشد آن را درک کند ، می تواند واقعیت پیدا کند. جك كانفيلد
    به همه اعتماد داشتن خطرناك است، به هيچ كس اعتماد نداشتن خطرناكترين است.آبراهام لينكلن
    لبخند، بيش از چند لحظه دوام ندارد، اما خاطره ي آن جاوداني است.آبراهام لينكلن
    مشق هایم را نوشته ام

    همه ی مشق هایم را

    با این حال

    تمام تنم از فکر فردا می لرزد نمی دانم چرا.
    فانوس دریائی ساحل را نشان می دهد ...
    اما
    طمع طوفان را
    ایمان نا خدا ست که ناکار می کند
    چـند وقتیســتــــــــــ

    هــر چــه مـی گــردم

    هیــچ حرفــی بهتـــــر از سکــوتـــــــــــ پیدا نمی کنــــم ...

    نگـاهـــم امــا ...

    گاهــی حرفــــــــــ می زند

    گاهــی فریــاد می کشـــد .....

    و من همیشـــــه به دنبــــال کســـی می گردم

    کــه بفهمــد یکـــــــــ نگـــاه خستـــه

    چــه می خواهـد بگویـد...
    همچون یک بذر زاده شده و به دنیا آمده ای می توانی همان بذر بمانی و بمیری ، اما می توانی گل باشی و بشکفی، می توانی ،درخت باشی و ببالی...
    آفرینش دریا...

    خدایا تو را شکر می کنم که دریا را آفریدی ، کوهها را آفریدی

    و من می توانم به کمک روح خود بر موج دریا بنشینم

    و تا افق بی نهایت به پیش برانم و بدین وسیله از قید زمان و مکان خارج شوم

    و فشار زندگی را ناچیز نمایم. خدایا تو را شکر می کنم که به من چشمی دادی

    که زیباییهای دنیا را ببینم و درک زیبایی را به من رحمت کردی تا آنجا که

    زیباییهایت را و پرستش زیبایی را جزیی از پرستش ذاتت بدانم
    تا آن هنـــــگام که تو را مـﮯ ستــــــایند همــــــوارهـ باور بــدار که هنــــوز نه بر مســـیر خود که بر مســیر دیــگرﮮ هســتـﮯ.
    ممنون دریا جان ، امروز واقعا از یه موضوعی ناراحت بودم جمله ای که نوشته بودی آرومم کرد:rose:
    ""اينجا مركز نگهداري از كودكان بي سرپرست است. بفرماييد! ""
    .
    .

    چه كرديم خدايا باتو
    انقدر دور كه دستمان به تو نميرسد و نا اميد ميشويم
    و گاهي آن قدر نزديك كه حتي به چشممان نميآيي
    خدايا كاش ميدانستيم
    اين همه صغري كبري نميخواهد
    كنارمان هستي دوستمان هستي و ما را دوست ميداري
    بي واسطه بي بهانه و ...
    گاهي دلم ميسوزد به خودم ، كه حتي نشانه ها را نميفهمم
    هنوز هم اين سادگي را انقدر پيچيده ميكنم كه سردرگم ميشوم
    امروز خدا را با كودكي ديدم كه بي واسطه با او سخن ميكفت !
    وقتي پرسيدم از خدا چه ميخواهي او گفت: بستني...!
    و من خند ه ام گرفت .......ولي بٌهتم تركيد
    وقتي چند لحظه بعد يكي از بازديدگنندكان
    با بستني به ملاقتشان آمد
    خدا به همين سادگي است .
    k1nd
    91/7/5 ( دل نوشته از: navik ، ایشون یکی از کاربران همین انجمن هستند )
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا