هوای اونجا هم مثل اینجا الودس....من باید خانه نشین باشم....
ای وای خابم یادم رفته بود...یکم چرت زدم اونم دیدم کفش قهوه ای پاشنه ایی پوشیدم سه سانتی تو دانشگاه زنجان گمش کردم....اینقدر دنبالش گشتم اینقدر تو راه رو ها دنبالش میگشتمااااااااااااااا...اینقدر خسته شدم که نگو....بعد دیدم اتوبوسم یک پسر بندرعباسی میگه چرا استاد زبان نیومده...استاد زبانم استادژنتیکمون بود....خخخخ.....