حسان
پسندها
154

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • ننه تا جایی که میتونستم برا بچه ها فرستادم

    موفق باشی ننه جون:heart:
    اوهوم باچع ننه.
    سلام.
    انجامش میدم سعی موکونم کم کم اسما رو تو یه پست اول تاپیک بذارم......(البته الان نمودونم خورشید از کدوم طرف دراومده درس خون شدم.....ولی حتما این کارو وکنم.)
    خخ خواهش میکنم حسان. خخ این همون پسری هست که بعضی دوستان تو سوزه هفته گفتن به نظرشون خوب بود. منم به احترام اونا گذاشتم اواتار خودمو هم برمیگردونم
    تشکر
    ایشالا که هرچی زودتر برگردین
    یلدا مبارک
    دلت دریایی
    صداهای ماندگار انجمن
    خوشحال میشم شرکت کنید! :ad54ad:
    زن و شوهری با کشتی به مسافرت رفتند.
    کشتی چند روز را آرام در حرکت بود که ناگهان طوفانی آمد
    و موج های هولناکی به راه انداخت، کشتی پر از آب میشد
    ترس همگان را فراگرفت و ناخدا می گفت که همه در خطرند
    و نجات از این گرفتاری نیاز به معجزه خداوندی دارد.
    زن نتوانست اعصاب خود را کنترل کند
    و بر سر شوهر داد و بی داد زد
    اما با آرامش شوهر مواجه شد، پس بیشتر اعصابش خورد شد
    و او را به سردی و بیخیالی متهم کرد
    شوهر با چشمان و روی درهم کشیده به زنش نگریست
    خنجری بیرون آورد و بر سینه زن گذاشت
    و با کمال جدیت گفت:
    آیا از خنجر می ترسی؟
    گفت: نه
    شوهر گفت: چرا؟
    زن گفت: چون خنجر در دست کسی است که
    به او اطمینان دارم و دوستش دارم
    شوهر تبسمی زد و گفت: حالت من نیز مانند تو هست
    این امواج هولناک را در دستان کسی می بینم که بدو اطمینان دارم و دوستش دارم!!
    آری! زمانیکه امواج زندگی تو را خسته و ملول کرد
    طوفان زندگی تو را فرا گرفت
    همه چیز را علیه خود می دیدی
    نترس! زیرا خدایت تو را دوست دارد
    و اوست که بر همه طوفانهای زندگیت توانا و چیره است..
    نترس
    بی خیال نداشته هایت..
    بی خیال غصه هایت..
    خخخ آره حسان رفتم. خخخ
    بابا کادو نبرم را نمیدن که تو خونشون خخخخ
    شوخی کردم. بله رفتم جای شما خالی کلا
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا