راستی مشهد که بودم داشتم باهات حرف میزدم یه خانوم مسنی اومد بهم یه چی میگفت متوجه نمیشدم . بهش گفتم متوجه نمیشم الانم دارم با تلفن حرف میزنم . رفت .
وقتی قطع کردم دلم طاقت نیاورد رفتم گشتم پیداش کردم دیدم هنوز سرگردونه . فاسی بلد نبود . یه کم که حرف زد متوجه شدم آذری هست .
هی با خودم میگفتم کاش از اول متوجه شده بودم داری ترکی صحبت میکنه . گوشی را میدادم تو برام میگفتی که چی میخواد.
دیگه با اشاره و تک کلمه و اینا فهمیدم سواد نداره و میخواد با گوشیش زنگ بزنم به یه آقایی به اسم پرویز .