نه سانی خونشون از اونور نمیرن هیچ وقت از این درب فنی میرن .من دیدمشون چند بار پشتشون بودم یه جا میرفتن بعله50):50):
من نتوستم به ز نگاه کنم یه جور دور شد رفت اونور و به عمو سلام دادم اونو دیدم
آرررررررررررررره خیلی خوش گذشت ..مرسی از تو .پایه بودی ..رفتیم خوش گذشت ..من یه سال و نیم بود تفریح نکرده بودم اینجو خخخخخخخخخخخ خودت ماه تری که خوشجل خانوم40):
ای جان ..خسته شدی اخه امروز عزیزمی ..استراحت کن همون رو تخت خوب میشی )) من وضعیتم نسبت به دیروز خوبه دیروز داشتم میمردم ...
سانی فرناز زنگ زدم ناراحت نشده گفتم باجنبه است