حسان
پسندها
154

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • سلام حسان
    خوبی شما؟
    بد نبود کنگره. من زیاد حالم خوب نبود کلا. خسته بود واقعا اون چند روز.
    چرا تشریف نیاوردی؟ ما که قرار رو زودتر تو تاپیک اعلام کردیم؟
    سلام ...

    سربازوم دگر /... چــ کونوم ... بـــ نتـــ 9 دسرC

    میگوم اوضاع چجتوله ؟ نتیجه چــ شد ؟
    سعی نکن از محیطی که دلخواهِ تو نیست بگریزی؛

    خداوند تو را آنجا گذاشته است تا باعث شود که به سرعت رشد کنی.

    اگر همه ی راحتی های آرزوشده ات را در مکانِ خاصّی به دست آوری،

    به خوبی رشد نخواهی کرد؛

    بنابراین هرگز از محیطِ نامطلوب شکایت نکن و بر همه ی سختی ها پیروز شو.
    خخخ چشم حتما. بله یه هدیه ناقابل میخرم بیارم برای تازه دوماد
    ای داد حسان متاسفانه دیشب یه لحظه اومدم و بخ سوالت ج دادم و رفتم. متاسفانه پیامتو صبح دیدم
    :riz513::riz513:
    سلام حسان خانوم
    ممنونم
    شبتون بخیر
    در روز که نمیشه گفت. چون اصلا خوردن تخمه به فرض مغزها در هر روز مصرف نمیشه.یعنی نباید هم در روز خورد. ولی در صورتی که منیزیم و اسید چرب بدنتون کم بود میشه مثلا با هفته ای یک استکان اونم از انواع تخمه ها مثل تخم کدو و تخم افتابگردان کاملا نیاز رو برطرف کرد
    خیلی ممنون شما هم همچنین
    استرس نداشته باش سعی کن
    البته تا حدودی طبیعی هستش برا پایان نامه و... ولی خب این روزا هم میگذره و تموم میشه ارزش ناراحتی زیادی رو نداره
    موفق و شاد باشی
    شب تو هم بخیر:rose:
    سلام
    نه نشد:)
    ممنون خوبم تو هم خوبی؟
    وظیفه هست چشم
    یادت باشد که اگر:


    دنیایت کوچک باشد همه چیز را بزرگ میبینی.


    غمها هر کدام برایت دیواری میشوند که جلو تو


    و خوشبختی ات را سد میکنند.


    غصه ها همانند دیوها در افسانه ها میشوند و


    تو را به وحشت می اندازند.


    اما اگر دنیایت بزرگ باشد و با نگاهی زیبا به دنیا بنگری


    تمام غمها و غصه ها برایت کوچک می شوند.


    آنقدر کوچک و حقیر که با تبسم به آنها می نگری و


    تو همیشه پیروز میدانی:rose:
    خدای من نه دور کعبه است؛؛

    نه در کلیسا؛؛

    نه در معبد؛؛

    خدای من همینجاست...

    کنار تمام دلواپسی هایم... بغض هایم... خنده هایم ...

    خدای من, نمی ترساند مرا از آتـش

    امــــــا

    می ترساند مـرا از شکستن دلــــی... اشک آوردن به چشمی ... نــا حـق کردن حقی ...

    خدای من می بیند مرا,, هر جا که باشم می فهمد مرا با هر زبانی که سخن می گویم

    خدای من حواسش در همه احوال به من هست,,

    خدای من مــرا از هیچ نمی ترساند,

    جز "بی فـــکر سخن گفتن" و "رنجاندن دلـــــی"

    خـــدای من

    "خدای تمـــام مهربــــانی هاست"

    ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم .
    وقتی به نظر می‌رسد زندگی به زمینت می‌زند،

    جرأت کن و با زندگی بستیز…

    وقتی احساس خستگی می‌کنی، جرأت کن و به راهت ادامه بده…

    وقتی زمانه سخت می‌شود، جرأت کن و از آن سخت‌تر شو…

    وقتی عشق آزارت می‌دهد، جرأت کن و دوباره عاشق شو…

    وقتی کسی را در رنج دیدی، جرأت کن و او را التیام بده…
    وقتی کسی را دیدی که گم شده است، جرأت کن و

    راه را به او نشان بده…

    وقتی دوستی به زمین افتاد، جرأت کن و اولین کسی باش

    که دستش را بسویش دراز می‌کند…

    وقتی احساس شادمانی می‌کنی جرأت کن ودل کسی راشادکن

    وقتی روز به انتها می‌رسدجرأت کن وبه این احساس برس که

    یشترین تلاشت را کرده‌ای…

    جرأت کن و به بهترین کسی که می‌توانی تبدیل شو…

    همیشه جرأت کن!
    خخخخخ منم فردا گفتم :)
    چون فردا نشد هنوز..... گفتم پیشاپیش: دی
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا