sane
پسندها
106

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • مکسین خواهرامونو پیدا کرده...بارون میاد اینجا...دیشب یک خواب هایی میدیدم...میدیدم میخام سوار هواپیما شم ازش جا میمونم میدوم دنبالش....:25r30wi:
    خخخخخخ
    حالا هر چی..... مهم اینه همشهریمه.....
    ایشششششش
    جواد مال منه....حق منه..... سهم منه...... حسوووووووووود همشهریمه ها خخخخخ
    بماند بلوط رو از طبقه سوم صداش کردم اونم طبقه اول بود از راهرو رو پله ها داشتیم قربون صدقه هم میرفتیم...شاید هفته بعد برم بمونم پیشش....نامرت بهم اگه زودتر گفته بودش...اهفته بعد میمومدم ناری هم میدیدم..حیف شدش...به عمو هم سلام برسون
    سلام...میگم ریز نمرات دستمه....نمیشه ویرایش کوچولو بکنم توش؟میفهمن....راستی نمیدونستم باید چخر هم امضا کننه اون روز با بلوط میحرفیدم
    یک نگاهی بهم کرد منم روی مبارکم را برگرداندم ....فک میکردم باهاش کارم تموم شده...یک استرسی گرفتمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    مرغ عشق افریقایی
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ نه بابا اینورا نمیادش که خیالت راحت:(40):
    مام میگه اینا خیلی قطورن بگیری دستت خابیدی:25r30wi:
    شلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
    خیلی ناراحتم....:sadsmiley:یک جوری عصبانیم هستم .....شانس من دیگه...رفتم طی برگشتم...همشون دیپلم بودن باز..
    منتظر خالی کردن صندوقیم برای ادامه فرمایشاتمان
    خالیش کن.....دلم برا مسکین تنگید با نیک وشوکا...میومدن وسط ÷روفمون...اخی چه روزایی خوبی بود...الان همش خاطره شده....
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا