گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم
گفتی با دلتنگی بخون گفتم میخونم
گفتم که مست و عاشقم دیوونه تو
هرشب خرابم گوشه میخونه ی تو
گفتی ببندم عهد با یادتو بستم
تاج غرورمو به زیر پات شکستم
گفتی که باید عاشق و دیوونه باشم
چون ساقی هرشب میکش میخونه باشم
گفتی که باید خاطرم شرط تو باشه
راه خیال خسته ام خط تو باشه
.............
.............
...........
چرا بااینکه میدونم خطاکرده
هنوز دلگرم امیدم که برگرده
گفتم و گریه کردم و پای تو ساختم
این دل سربه راه و آسون به تو باختم
خعله خب!داداش زیرو که بهم میگه عمه جون/شمام بگین آجی خان!!هیییییییییییییییییییییی!!!
مادرم شیرازین و من اونجا بزرگ شدم...
انشالله همیشه شاد شاد شاد شاااااااااااااااااااااااااددددددددددد باشین!
میدونم که منظورت آجی جان بود نه خان؟!!خخخ
مشهد انشالله نایب الزیار شما!بعدم بریم ولایتمون شیراز..احتمالا ی چندماه نتونم بیام...یعنی وقت نکنم که بیام..حیف شد که این آخرا کشفتون کردم!
دوباره میام اذیت میکنمتون!خخخ
:sarma: