چقدر سخت است
ببینی اما نبینی
بشنوی اما نشنوی
نام داشته باشی اما نامیده نشوی
نیامده ام شادیت را انکارکنی
چرا که اشک ریختم اما خنداندم
سراسر نفرت شدم اما عشق ورزیدم
ثانیه هایم را سوزاندم اما لحظاتی ناب را پیشکش نگاهت کردم
روح زنانه ام را باختم اما مردانگی را به تو هدیه دادم
بی خدا با تو بودم اما با خدا بی توشدم ، این
به همه ی آن سختی ها می ارزد
و امّا، تو
فعلأ بخند…