NB92
پسندها
13

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • خداوند زمین را مدور آفرید ، تا به انسان بگوید:

    همان لحظه ای که تصور میکنی به آخر دنیا رسیده ای

    درست در نقطه ی آغاز هستی:riz304:
    ننه سرما آن روز
    کیسه ای داشت به دست

    خسته از راه رسید
    روی یک ابر نشست

    ناگهان کیسه او
    پاره شد روی هوا

    پر شد از برف سفید
    همه چیز و همه جا

    بچه ها خندیدند
    کوچه ها زیبا شد

    باز آدم برفی
    همه جا پیدا شد

    شب یلدا همیشه جاودانی است
    زمستان را بهار زندگانی است
    شب یلدا شب فر و کیان است
    نشان از سنت ایرانیان است

    یلدا مبارک

    پیری برای جمعی سخن میراند. لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه رو گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند ......او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمع به آن لطیفه نخندید .او لبخندی زد و گفت وقتی که نمی توانید بار ها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟؟؟؟گذشته رو فراموش کنید و به جلو نگاه کنید
    چيزي ندارم تا به استقبال شب هاي بلند بروم. شب هاي بلند حرف ها را کوتاه مي کنند و آدم کم مي آورد در برابر اين ساعت هاي ساکت و بهت زده ي روي ديوار. ديگر زل زدن به آسمان از پشت پنجره ي بخار گرفته هم کاري از پيش نمي برد. پاييز تمام ستاره هايش را جايي پنهان کرده که دست هيچ کدام از ما به آنها نمي رسد. شايد تنها کاري که مي تواني بکني اين باشد که لبخند بزني، نفسي از قلبت بکشي و بگذري. دستانت را از جيبت بيرون بياوري و يک نفس عميق بکشي. شايد يک سلام بتواند دل گرمت کند. آن هم در گير و دار اين فراموشي هاي واگيردار. گاهي تنها يک سلام مي تواند شروع معجزه باشد. امتحان کن.
    قرقره هاي رنگي را جلوي خودم چيدم. مي خواهم با همين رنگ ها و با اين پارچه هاي ساده براي تو يک لباس زيبا بدوزم. خياط ماهري شده ام. از بس که آسمان و ريسمان را به هم دوختم و جاده تو را به من پس نداد. امروز پشت همان چرخ خياطي نشستم و دارم براي تو يک لباس زيبا مي دوزم. مطمئنم اين رنگ رنگ مورد علاقه توست. صداي تلق و تلق چرخ خياطي، من را ياد تو مي اندازد. وقتي با هم در حياط خانه بازي مي کرديم. ياد روزهاي گرم تابستان و پرده هاي رنگارنگي که مادر براي خانه مي دوخت تا پنجره ها را باز بگذاريم و هواي دم گرفته خانه عوض شود. خيلي وقت نيست از هم دور شديم. خيلي وقت نيست که يک جاده بين ما فاصله افتاده. به دل نگير. خودت که مي داني من از همان بچگي عادت داشتم بهانه بگيرم. حالا اين قرقره هاي رنگي هم بي رحمانه به من زل زده اند و مي خواهند خاطرات کودکي مان را برايم زنده کنند. يادت هست؟ امروز مي خواهم با همين قرقره ها برايت لباس بدوزم. اما اشتباهي چشم هايم را به در دوختم. برگرد تا با خيال راحت، پشت اين چرخ خياطي بنشينم و برايت يک لباس زيبا بدوزم.
    عزیز دلم:heart:
    قبلا گفتم بازم میگم متنات حرف نداره:thanks::a2d3:
    یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است، که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت. پیشاپیش یلدا مبارک:rose:

    دو قدم مانده به رقصیدن برف
    یک نفس مانده به سرما و به یخ
    چشم در چشم زمستانی دگر
    تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
    یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما.
    آخرین لحظه های پاییزیت پر از خش خش آرزوهای قشنگ و من بهترین یلداها را برایت آرزو می کنم.
    پیشاپیش شب یلدا مبارک:rose:
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا