BBT
پسندها
555

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • واقعن که چی,فکر جردی گوشی من کلاسش بالاس از این سع تا صدتومنی ها نیست
    می گن اون دنیا تو بهشت وقتی یه دانشجو سر ک ل ا س
    خوابش می بره استاد روش پتو می کشه!
    روزمممممممم مبارک
    ارزش دوست برایم به قدریست که پلی شوم برای عبورش حتی
    اگر لحظه ای به زیر پایش نگاه نکند.
    سلام.روزت مبارک دانشجوی فعال!:riz304:
    البته دیر یادم افتاد ولی خب دیگه هههه
    ن روز ها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختن

    این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند

    آن روزها مال باخته می شدی

    و این روز ها دلباخته . . .
    من آنچه را احساس باید کرد
    یا از نگاه دوست باید خواند
    هرگز نمی پرسم
    هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟
    قلب من و چشم تو می گوید به من : آری

    فريدون مشيري
    گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر*

    *چون ماه شبی می کشم از پنجره سر*

    *اندوه که خورشید شدی تنگ غروب*

    *افسوس که مهتاب شدی وقت سحر*
    جام تهی !

    همه می پرسند:
    - چیست در زمزمه مبهم آب ؟
    - چیست در همهمه دلکش بــرگ ؟
    - چیست در بازی آن ابر سپید ¸
    روی این آبی آرام بلند
    که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال



    "چیست که در خلوت خاموش کبوتر ها ؟
    چیست در کوشش بی حاصل موج ؟
    چیست در خــنده جام ؟
    که تو چندین ساعت
    مات ومبهوت به آن می نگری ؟ "

    نه به ابر نه به آب نه به برگ٬
    نه به این آبی آرام بلند ٬
    نه به این خلوت خاموش کبوتر ها
    من به این جمله نمی اندیشم !
    به تو می اندیشم !

    ای سراپا همه خوبی
    تک وتنها به تو می اندیشم
    همه وقت
    همه جــا
    من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

    تو بدان این را
    تنــها تو بدان
    تو بیـــــــــا
    تو بمان با من تنها تو بمان !

    جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب !
    من فدای تو ٬ به جای همه گل ها تو بخند !


    تو بمان با من ٬ تنها تو بمان !
    در دل ساغر هستی تو بجوش !

    من ٬ همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
    آخرین جرعه این جــام تهی را تو بنوش !
    جام تهی !

    همه می پرسند:
    - چیست در زمزمه مبهم آب ؟
    - چیست در همهمه دلکش بــرگ ؟
    - چیست در بازی آن ابر سپید ¸
    روی این آبی آرام بلند
    که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال



    "چیست که در خلوت خاموش کبوتر ها ؟
    چیست در کوشش بی حاصل موج ؟
    چیست در خــنده جام ؟
    که تو چندین ساعت
    مات ومبهوت به آن می نگری ؟ "

    نه به ابر نه به آب نه به برگ٬
    نه به این آبی آرام بلند ٬
    نه به این خلوت خاموش کبوتر ها
    من به این جمله نمی اندیشم !
    به تو می اندیشم !

    ای سراپا همه خوبی
    تک وتنها به تو می اندیشم
    همه وقت
    همه جــا
    من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

    تو بدان این را
    تنــها تو بدان
    تو بیـــــــــا
    تو بمان با من تنها تو بمان !

    جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب !
    من فدای تو ٬ به جای همه گل ها تو بخند !


    تو بمان با من ٬ تنها تو بمان !
    در دل ساغر هستی تو بجوش !

    من ٬ همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
    آخرین جرعه این جــام تهی را تو بنوش !
    سلام خوبی؟؟ میگم عکس از پشت صحنه فوتبالیستا گیرم اومده
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا