TaTi
پسندها
100

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها درباره

  • این به خاطر شدت علاقه به استاده که آدم نمیدونه چجوری ابرازش کنه!!:smiliess (12):
    نه اون روز از 9 صبح تا 2ظهر با آنتراکت های 5 دقیقه ای بیماری های عفونی داشتیم.اینه که یه خورده خسته میزنیم!!:1dco2x0p1lilzhfpg1t:smiliess (9)::black_eyed:
    خــٌــدایــــــا !!

    آغوشـَــ‌ت را اِمشب به من میدَهـــــی ؟
    برای گفتن !
    چیــــزی نـَــدارم ..

    امـــا برای شنفتن ِ حرفهـــــای تو ؛
    گوش بسیــــــار . . .

    می شـَــود من بغـــض كنــَــ‌م ؟

    تو بگـــویی :
    مگر خدایت نباشــَــد كه تو اینگــــونــ‌ه بغض كنــــی . . . ؟

    می شود مـَــ‌ن بگویـــَــ‌م "خـدایـــــا"

    تو بگـــویی :
    جان ِ دلـــ‌م . . . !

    می شـــود بیـــایی ؟
    تمنــــا میكنـــَـم
    متشکرم.
    فارغ از تعارف ، پشتکار شما واقعا عالیه!:smiliess (15)::applause:
    آرزو دارم شما هم در تمامی مراحل زندگی پیروز و سربلند باشید.:riz304:
    سلام.بله سه نفر صمیمی.
    وسطی استاد ممتازمه ، دقت به چهره ی خسته ش کنید! از بس درس خونده و کارکرده پیر شده! (پروفسور)
    اونی که تیپ فشن و اصطلاحا ریش لنگری داره!!!!:25r30wi: دوستمه (درس خون)
    و اونی که کاپشن مشکی داره و درس نخونه منم!!:smiliess (9):
    امیدوارم با افتادن هر برگ درخت
    یکی از غمهاتون کم بشه.
    پاییزتون مبارک
    :heart::heart:چشم حتما نایب الزیاره هستم،خوش باشی :thumbsupsmileyanim:
    :riz304::riz304:ووووووییییییی حال بدتو نبینمااااااااااااااااااااااااااا
    سلام عزیزم،خواهش میکنم،قابلی نداشت..
    فعلا که شروع نکردم هفته دیگه انشااله به اتفاق خانواده میریم پابوس امام رضا... میخوام به امید خدا بعد اینکه برگشتیم شروع کنم،واسم خیلی دعا کنی:riz304::riz304:
    سلام عزیزم تاتی؟چطوری ؟خوبی؟چی شده؟:sad:
    خودت میدونی چرا پرجمه پایین نیماد نمیتونیم مهربون نباشیم:sad:
    ووییییییی تاتی

    من همکار عزرائیلم نمیبینی همش اینجامممم و درس نمیخونم
    :25r30wi::25r30wi::25r30wi::25r30wi:

    آتشي نمى سوزاند "ابراهيم" را ،
    و دريايى غرق نمي کند "موسى" را ؛
    کودکي، مادرش او را به دست موجهاى "نيل" مي سپارد ،
    تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش ؛
    ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند ،
    سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد !
    مکر زليخا زندانيش مي کند ،
    اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند...
    از اين "قِصَص" قرآنى هنوز هم نياموختي؟!
    که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،
    و خدا نخواهد ؛
    نمي توانند ...
    او که يگانه تکيه گاه من و توست !
    پس ؛
    به "تدبيرش" اعتماد کن ،
    به "حکمتش" دل بسپار ،
    به او "توکل" کن ؛
    و به سمت او "قدمي بردار" ،
    تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشيني...
    باید ....


    باید خودم

    باد را متقاعد کنم

    که نوزد

    باید خودم

    حرمت کلبه ام را

    به دریا گوشزد کنم

    زمین

    جای خطرناکی است

    و کسی که

    باید بیاید

    همیشه دیر می آید
    وووووییییییییی تاتی من از اینا میخوامممممم:riz304:

  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
بالا