آخر کار که شد
روزهای پایان
جند روز باقی
خنده ام میگیرد
بعد از این همه سال
فاراغ التحصیلی
حرص های خواندن
ترسهای ماندن
کور سوی اقبال
همه کمرنگ شدند
راستش ای دوستان
من کمی خسته شدم
خسته از این همه درس
خسته از این همه ماندن خانه !
شیفتهای کاری
وزن کم کردن من !
این همه درد سر و آرتروز گردن ،
خواندن درس سر کار ، بطور مخفی !
چند روز از این پیش
دختر شیرینم
ارزویی کرده تا که قبول شوم
هم کمی شاد شدم ، هم دلم خوب گرفت
با خودم میگویم این همه میارزد ؟
میسپارم به خدا ، به خود حضرت دوست ،
k1nd
92/3/6