من عاشقت شدم

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

fatima_n1362

New member
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ،


عشق یعنی گم شدن در باغ دل ،


عشق یعنی تو ملامت کن مرا،


عشق یعنی می ستایم من تو را ،


عشق یعنی در پی تو در به در ،


عشق یعنی یک بیابان درد سر،


عشق یعنی با تو آغاز سفر ،


عشق یعنی قلبی آماج خطر،


عشق یعنی تو بران از خود مرا ،


عشق یعنی باز می خوانم تو را ،


عشق یعنی بگذری از آبرو ،


عشق یعنی کلبه های آرزو،


عشق یعنی با تو گشتن هم کلام ،


عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ،


عشق یعنی دل سپردن تا ابد ،


عشق یعنی سروهای سر بلند ،


عشق یعنی خارها هم گل کنند،


عشق یعنی تو بسوزانی مرا ،


عشق یعنی سایه بانم من تو را ،


عشق یعنی بشکنی قلب مرا ،


عشق یعنی می پرستم من تو را،


عشق یعنی آن نخستین حرفها ،


عشق یعنی در میان برفها ،


عشق یعنی یاد آن روز نخست ،


عشق یعنی هر چه در آن یاد توست ،


عشق یعنی تک درختی در کویر ،


عشق یعنی عاشقانی سر به زیر،


عشق یعنی بگذری از هفت خان ،


عشق یعنی آرش و تیر و کمان
 

bacillus.bs

New member
خدا حافظ بروعشقم برو که وقت پروازه

برو که دیدن اشکات منو به گریه میندازه

نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست

نمیشه بعد تو بوسید نمیشه بعد تو دل بست

منو تنها بذار اینجا تو این روزای بی لبخند



که باید بی تو پرپرشه که باید از نگات دل کند



حلالم کن اگه میری اگه دوری اگه دورم

اگه با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم

نگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم

که میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم

فدای عطر آغوشت برو که وقت پروازه

برو که بدرقه داره منو به گریه میندازه

برو عشقم خداحافظ برو تو گریه حلالم کن

خداحافظ برو اما عزیز من حلالم کن
 

bacillus.bs

New member
روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو
کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو
درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم

از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون


چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون


به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم


هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم


تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم


اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم


كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش


بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش


با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک


بال فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک


عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک


فقط مي خوان بهت بگن :.


تولدت مبارک
 

bacillus.bs

New member
براي روز ميلاد تن من
نمي خوام پيرهن شادي بپوشي
به رسم عادت ديرينه حتي
برايم جام سرمستي بنوشي
براي روز ميلادم اگر تو
به فکر هديه اي ارزنده هستي
منو با خود ببر تا اوج خواستن
بگو با من که با من زنده هستي
که من بي تو نه آغازم نه پايان
تويي آغاز روز بودن من
نذار پايان اين احساس شيرين
بشه بي تو غم فرسودن من
نمي خوام از گلهاي سرخ امید
برايم تاج خوشبختي بياري
به ارزشهاي ايثار محبت
به پايم اشک خوشحالي بباري
بذار از داغي دستهاي تنها
بگيره هرم گرما بستر من
بذار با تو بسوزه جسم خستم
ببيني آتش و خاکستر من
تو اي تنها نياز زنده موندن
بکش دست نوازش بر سر من
به تن کن پيرهني رنگ محبت
اگه خواستي بيايي ديدن من
که من بي تو نه آغازم نه پايان
تويي آغاز روز بودن من
نذار پايان اين احساس شيرين
بشه بي تو غم فرسودن من
 

taranom

New member
مگذار كه عشق ، به عادت دوست داشتن تبديل شود !

مگذار كه حتي آب دادن گلهاي باغچه ، به عادت آب دادن گلهاي باغچه بدل شود !

عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن ديگري نيست ، پيوسته نو كردن خواستني ست كه خود پيوسته ، خواهان نو شدن است و ديگرگون شدن.

تازگي ، ذات عشق است و طراوت ، بافت عشق . چگونه مي شود تازگي و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟

عشق، تن به فراموشي نمي سپارد ، مگر يك بار براي هميشه .

جام بلور ، تنها يك بار مي شكند . ميتوان شكسته اش را ، تكه هايش را ، نگه داشت . اما شكسته هاي جام ،آن تكه هاي تيز برَنده ، ديگر جام نيست .

احتياط بايد كرد . همه چيز كهنه ميشود و اگر كمي كوتاهي كنيم ، عشق نيز .

بهانه ها جاي حس عاشقانه را خوب مي گيرند......................
 

shahram25

New member
عاشقانه ترين سخنان را با بي معرفت ترين سخنانم جمع بسته ام تا بگويم دوستت دارم بي معرفتم
 

narniya

New member
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
 

mojtabak62

New member
خوبرویان جهان رحم ندارد دلشان / باید از جان گذرد هرکه شود همدمشان
روزی که سرشته شد زگِل پیکرشان / سنگی اندر دلشان بود همان شد دلشان
 

mojtabak62

New member
عشق امد وشد چو خون من در رگ و پوست /تا کرد مرا تهی و پر کرد زدوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت /نامیست زمن و بر من و باقی همه اوست
 

mojtabak62

New member
دل در پی عشق دلبران است هنوز / وز عمر گذشته در گمان است هنوز
گفتیم که ما و دل به هم پیر شویم / ما پیر شدیم و او جوان است هنوز
 

mojtabak62

New member
سلام باسیلوس جان شما در همه جا فعال هستید من هم یه چیزهایی ته ذهنم بود تقدیم میکنم به همه ی دوستان
 

bacillus.bs

New member
اره من خیلی فعالم فقط حیف که تو درس خوندن فعال نیستم:4d564ad6::shocked:
 

mojtabak62

New member
تقدیم به همه ی عاشقان:
من گدا و تمنای وصل دوست / مگر به خواب ببینم خیال و منظر دوست
اگرچه دوست به چیزی نمیخرد مارا / به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
 

mojtabak62

New member
دل من ز بی قراری چو سخن به یار گویم/ نگذاردم که حال دل بی قرار گویم
شنود اگر غم من نه غمین نه شاد گردد/ به کدام امیدواری غم خود به یار گویم
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا