هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیکی برای بچه های آمار زیستی)

rahele.t

New member

امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار!

شاید فردا احساس باشد، اما عزیزی نباشد...
 

pegii

New member
این هوا اشک را مهمان چشمانم میکند..نه اینکه دلگیر باشد نه!!!
به گمانم قدم های پاییز زیاد گردوخاک میکنند.................
 

rahele.t

New member
دعای دوری از بلا و حاجت روا شدن، در آخرین روز ذی الحجه نیت کنید: « سبحان الله یا فارج الهمّ و یا کاشف الغم، فرّج همّی و یسرّ أمری و أرحم ضعفی و قلّة حیلتی و أرزقنی من حیث لا أحتسب، یا رب العالمین». پیامبر (ص) فرمودند: هرکس مردم را از این دعا باخبر کند، در گرفتاریش گشایش پیدا شود. التماس دعا...
 

rahele.t

New member
انسان، تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پائین بنگرد

که ناگزیر است او را یاری رساند تا روی پای خود بایستد.

گابریل گارسیا مارکز
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: biosta

کرهانی

New member
قسمتی از دست نوشته های مهاتما گاندی
من میتوانم خوب،بد،وفادار،فرشته خو یا شیطان صفت باشم من میتوانم تو را

دوست داشته یا از تومتنفر باشم و میتوانم سکوت کنم،نادان ویادانا باشم

چرا که من یک انسانم واینها صفات انسانی است،وتو هم به یاد داشته باش:

من نباید چیزی باشم که تو می خواهی.

من را خودم از خودم ساخته ام،تو را دیگری باید برایت بسازد وتو هم به یاد داشته

باش منی که من از خودم ساخته ام،آمال من است.

تویی که تو از من میسازی ارزوهایت و یا کمبود هایت هستند.

لیاقت انسانها کیفیت زندگی را تعین میکند نه ارزوهایشان و من متعهد نیستم که

چیزی باشم که تو می خواهی یا نه، ولی نمی توانی انتخاب کنی که از من چه

می خواهی.

می توانی دوستم داشته باشی همین گونه که هستم،ومن هم.

می توانی از من متنفر باشی به هیچ دلیلی و من هم ،چرا که ما هر دو انسانیم.

این جهان مملو از انسانهاست،پس این جهان می تواند هر لحظه مالک احساسی

جدید باشد.

میتوانی برایم به قضاوت بنشینی و حکمی صادر کنی ومن هم،قضاوت و صدور

حکم بر عهده نیروی ماورایی خداوندگار است.

دوستانم مرا همین گونه پیدا میکنند ومی ستایند،حسودان از من متنفرنند ولی

باز میستایند،دشمنانم کمر به نابودیم بسته اند و هم چنان می ستایندم، چرا

که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستی خواهم داشت،نه حسودی و نه دشمنی

ونه حتی رقیبی،من قابل ستایشم توهم.

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد به خاطر بیاوری که انهایی که هر

روز میبینی و مراوده می کنی همه انسانها هستند و دارای خصوصیات یک انسان،

یا نقابی متفاوت،اما همگی جایزالخطا.

نامت را انسانی باهوش بگذار که انساها را از پشت نقابهای متفاوتشان بشناسی

و یادت باشد که کاری نه چندان راحت است...
 

biosta

Well-known member
صبر کنم ؟

ای که بیشتر از تعداد ستاره ها و شن های دریا دوستت دارم اگر خواستی منو امتحان کنی کمتر از جان نخواه اما بگو سکوت نکن تا برات جان دهم
خدایا ما هم بنده ات هستیم آخه این وضعیت چه حکمتی داره ...
 
آخرین ویرایش:

simin30

New member
ای که بیشتر از تعداد ستاره ها و شن های دریا دوستت دارم اگر خواستی منو امتحان کنی کمتر از جان نخواه اما بگو سکوت نکن تا برات جان دهم
خدایا ما هم بنده ات هستیم آخه این وضعیت چه حکمتی داره ...
بسوزه پدر عاشقي
bd2.gif
 

pegii

New member
خدایااااااا...دلم هوس یه نماز دو نفره کرده.....فقط خودم باشمو خودت....:riz304:
 

pegii

New member
باد می وزد، میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است ...
 

biosta

Well-known member
عشق یعنی هرچی محبوب بخواد

ای که بیشتر از تعداد ستاره ها و شن های دریا دوستت دارم اگر خواستی منو امتحان کنی کمتر از جان نخواه اما بگو سکوت نکن تا برات جان دهم
خدایا ما هم بنده ات هستیم آخه این وضعیت چه حکمتی داره ...

بسوزه پدر عاشقي
bd2.gif


گفت نه ...
امروز فهمیدم راه رو داشتم اشتباه می رفتم ...
خدا برنامه ای دیگر برام داره ؛ من که سعی ام رو کردم خداکه کم کاری نکرده باشم
:smiliess (3):
 
آخرین ویرایش:

biosta

Well-known member
پیکر تراش پیر از نادر نادر پور



پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال
یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام

تا در نگین چشم تو نقش هوس زنم
ناز هزار چشم سیه را خریده ام


بر قامتت که وسوسه شستشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را

تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشم حسودان، نگاه را


تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام

از هر زنی، تراش تنی وام کرده ام
از هر قدی، کرشمه رقصی ربوده ام


اما تو چون بتی که به بت ساز ننگرد
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای

مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که تو را ساخت، کنده ای


هشدار زانکه در پس این پرده نیاز
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام

یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند
بینند سایه ها که ترا هم شکسته ام !
 
بالا