leylii
New member
با همه بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
محمد علی بهمنی
با ط
طبیب عشق منم باده ده که این معجون
فراغت آرد و اندیشه ی خطا ببرد
ل
خسته نباشین ..من برم دیگه بای به همه :riz304:
با همه بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
محمد علی بهمنی
با ط
فلک جز عشق مهرابی نداردخودکار شده قطره چکانی پر احساس
از شیره جان تو در این شعر چکانده است
ح.محمدزاده
با حرف ف
ثواب روزه و حج قبول آن کس بردفلک جز عشق مهرابی ندارد
جهان بی خاک عشق آبی ندارد
با ث
ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد
حافظ
با حرف ح
حدیث عشق نداند کسی که همه عمر
به سر نکوفته باشد درسرایی را
گ
گل اگر نیاز دارد که نوازشش نمایی
که صف دهد دلت را ؛ نه که منتش گذاری
محسن روزی بیدگلی
با ک
کهن جامه ی خویش پیراستن
به از جامه ی عاریت خواستن
ض
ضریح عشق تو جانی دوباره بخشیده ست
برای سجده به زانوی زائری که منم
ح.محمدزاده
با حرف ی
ضریح عشق تو جانی دوباره بخشیده ست
برای سجده به زانوی زائری که منم
ح.محمدزاده
با حرف ی
یک دسته ی گل کو اگر آن باغ بدیدید
یک گوهر جان کو اگر از بهر خدایید
مولوی
با ا
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چراروز هارفت که دست من مسکین نگرفت
زلف شمشاد قدی ساعد سیم اندامی
هرحرفی که دوس داری
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
با ا[
امدی وچلچه ها باز شد
روزنه ای روبه خدا باز شد
امدی ونوبت فردا رسید
فصل شکوفایی گل ها رسید
باخ
خوشا امشب که یاد دوست کردم
شرابم را به یادش نوش کردم
خدایا هر کجا هست در پناهت
شبم را خوش به یاد دوست کردم
با نون
نیست درکس کرمووقت طرب میگذرد
چاره انست که سجاده به می بفروشیم
چ
ثانیه ها در پی هم میروند
نیست کسی در پی آنها رود
با ط