TaTi
مدیر بخش
?????????
به عشق اعتقادی ندارم....
ای ناقلا!!!!!:smiliess (3):
?????????
به عشق اعتقادی ندارم....
همین جوری خیلی سخت نگیر
مطالبی که نوشتی درسته
اتفاقا خدا خواسته براش .... بدجورم خواسته........... همه ی شیرینی و لذتش به همین سخت بودنشه دیگه ، مگه نه!!!؟
اگه آسون بود که دیگه لذتی نداشت ....!
آسمان بار امانت نتوانست کشید.............قرعه ی کار به نام داداش صابر ما زدن!!!:smiliess (8):
با عظمت تر از آسمان هم دیدید؟؟؟؟
... و خداوند بیشتر از توان مخلوقش ، چیزی به او نمی بخشد!!!
داری ؟؟، قدرت و توان داداش صابرو ............................................:thumbsupsmileyanim:
بد بختی من خونوادمه !!! اونا مخالفن !! بد هم مخالفن !! خدا نصیب بکنه ولی اینجوری نه !!!
اونکه حله ... درست میشه همین روزا!!!:smiliess (8):
یه بزرگی میگفت تنها دلیل طلاق نخواستنه ..در عجبم اگر واقعا اینای که میبینیم یا تجربه میکنیم عشقه چرا همش به نخواستن ختم میشه ...پ احتمالا وابستگیه ...اما که گذشت شما جووانا بتازید هی وابسته شید یا بقول خودتون عاشق شید :دی
آره ولی طلاقم یه جور خواستنه ها .... چون نمی خوان همدیگه رو اذیت کنن ، جدا میشن ... ولی مطمئنا هیچ کدومشون احساسی رو که داشتن بهم فراموش نمی کنن ....
برای همینه که نوشتم ... از من می شنوی اگر عاشق شدی بی خیال رسیدن باش ...!
کی گفته همه ی اونایی که باهم زیر یه سقف زندگی می کنن عاشق همن؟!!! یا همه ی اونایی که طلاق می گیرن یه زمانی واقعا عاشق بودن؟!!!
یعنی عاشق شدیم باید بمیریم ...!!!!
نه چرا بمیری؟؟؟؟
شاگردي از استادش پرسيد : " عشق چيست ؟ "
استاد در جواب گفت :
" به گندمزار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور . اما در هنگام عبور از گندمزار ، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني ؟ "
شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني بر گشت .
استاد پرسيد : " چه آوردي ؟ "
وشاگرد با حسرت جواب داد : "هيچ ! هر چه جلوتر مي رفتم ، خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پر پشت ترين ، تا انتهاي گندمزار رفتم . "
استاد گفت : " عشق يعني همين ! "
شاگرد پرسيد : " پس ازدواج چيست ؟ "
استاد به سخن آمد : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور . اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي ! "
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت!
استاد پرسيد : " چه آوردی؟ "
و او در جواب گفت : " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم ، انتخاب كردم . ترسيدم كه اگر جلو بروم باز هم دست خالي برگردم . "
استاد باز گفت : " ازدواج هم يعني همين !! "
دوست گلم . خدارا شکر الان عاشق نیستم !
من خودم کوچکتر از اونم که بگم عاشقم !
واقعا که.مثلابا زبون روزه وشکم گشنه اومدیم تو قسمت شاعرانه چندتا بیت شعر خوشکل ببینیم حالمون خوب شه ها...
همه غموغصه روزگار اومد تو دلم...
دوستان چرا اینقد نا امید هستید.؟الان زمانیه که باید از زندگی لذت ببرید..
به چیزهای زیبا فکرکنید.نه اون چیزایی که شمارو اذیت میکنه
مگه نشنیدید که میگن دنیارو هر جور فکر کنید میتونید بسازید
دوست دارم ایندفه که اومدم اینجا پر از شعرها ودلنوشته های زیباتر و لطیفتری باشه
بکوش زیبایی در نگاه تو باش نه در آنچه که به آن می نگری.......:rose:
من که غیر از زیبایی چیزی تو این تایپیک ندیدم!!!!
هربارم که میام و پست های بچه ها رو می خونم ، نه یک دل ، که صد دل ، عاشق این دل ها و دست نوشته های مهربونشون میشم!!!
یک خدا و این همه بنده ی عاشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق...............:heart: زندگی رو خیلی زیباتر می کنه!
در اینکه نوشته های دوستای عزیز زیبان که شکی نیست.ولی دل ادم رو میسوزونه...
اصن ولش کن شاید من زیادی حساسم...
راستی این پیام اخرتون خیلی زیباست.