بچه بودی عاشق چی بودی ؟ ؟ ؟

!SeCreT!

New member
راستی خودت بگو من چی دوس دارم!:a2d3:
(سنجش توجه خاله به خواهرزاده)
:ph34r-smiley:
 

DNA

New member
شماهارو دوست ندارم .
26.gif


آخه کی میره این وقت شب واسه دل من اینا رو بخره
23.gif

لواشک
مشاهده فایل‌پیوست 1004
و آلوچهمشاهده فایل‌پیوست 1005

و گاهی بستنیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی تا الان!!!!!مشاهده فایل‌پیوست 1006

شکلات ..............
393119_chocolate.gif

shokolat-300x225.jpg
 

TUMS

Well-known member
من خیلی حال میکردم نوشابه با بیسکویت میگرفتیم فک کنم میشد 100 تومن:tsimuzpzwoap1t9y3o7
چند وقت پیش با دوستم رفتیم توی یه مغازه یکی از آشنایامون گفتیم دوتا نوشابه زرد شیشه ای بده گفت نی هم بدم گفتم نه میخواییم به یاد بچگی هامون هی سر بکشیم هی نگاه کنیم ببینیم چقدر مونده:thanks:
بعد کلی مسخره بازی درآوردیم هی میخوردیم هی میگفتیم داره تموم میشه:smilies-azardl (113
 

ketabsabz

Well-known member
پفک.................لواشک.......................آلوچه ................................. کلا بیشتر چیزمیزای ترش دوس دارم ، ووووووووووووووووی عاشق آلوچه ام ............... دهنم آب افتاد..............
 

mino90

New member
اصولا هر وقت که مادرم از خرید میومد اونقدر برای رسیدنش لحظه شماری کرده بودیم که دیگه نوع خوراکی مهم نبود!هیجان گرفتن خوراکی از همه دوست داشتنی تر بود!
 

behnaz.h

New member
من عاشق آدامس بودم از اونا كه چسب برگردون داشتن ميرفتم 5 تا ميگرفتم ميشد 50 تومن مياوردم از ذوق اون برچسبهاش 5 تاشم ميچپوندم تو دهنم چسباشم ميزدم رو دستام..... هيچي ديگه كلا فكم فلج ميشد :4d564ad6:
اما الان عاشق پفكم!
 

ba ba barghi

Well-known member
من عاشق آدامس بودم از اونا كه چسب برگردون داشتن ميرفتم 5 تا ميگرفتم ميشد 50 تومن مياوردم از ذوق اون برچسبهاش 5 تاشم ميچپوندم تو دهنم چسباشم ميزدم رو دستام..... هيچي ديگه كلا فكم فلج ميشد :4d564ad6:
اما الان عاشق پفكم!

خیلی خوبه ...شما بزرگ شدید ...ما و همه دوستان با قلب کوچکمان به شما افتخار می کنیم !
 
آخرین ویرایش:

bahar.zr93

New member
[QUOTE=imunoo;205062]من خیلی حال میکردم نوشابه با بیسکویت میگرفتیم فک کنم میشد 100 تومن:tsimuzpzwoap1t9y3o7
چند وقت پیش با دوستم رفتیم توی یه مغازه یکی از آشنایامون گفتیم دوتا نوشابه زرد شیشه ای بده گفت نی هم بدم گفتم نه میخواییم به یاد بچگی هامون هی سر بکشیم هی نگاه کنیم ببینیم چقدر مونده
بعد کلی مسخره بازی درآوردیم هی میخوردیم هی میگفتیم داره تموم میشه:smilies-azardl (113
[/QUOTE]

ایول.... دقیقا مشابه کاری که من و داداشم هفته پیش انجام دادیم. رفتیم 2 تا پفک نمکی خریدیمو قشنگ پودرش کردیم. بعد با انگشت کم کم ریزه هاشو خوردیم!!!:tonguesmiley:
خیلی خوش گذشت... مخصوصا دعوای آخرش سر اینکه کی آخرشو رو بخوره:sdasdasd:
 

antenyus

Active member
بچه بودم بادبادک های رنگی،
دلخوشی هر روز و هر شبم بود،
خبر نداشتم از دل ادما..
چه بی بهونه خنده رو لبم بود
کاری به جز الک دولک نداشتم
بچه بودم به هیچی شک نداشتم!

بچه بودم غصه وبالم نبود
هیشکی حریف شور و حالم نبود
بچه که بودم اسمون ابی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود
حتی شبای ابری مهتابی بود

بچگیو بچگیام تموم شد
خاطره های خوش رو دست من موند
تا اومدم چیزی ازش بفهمم
جوانی اومد اونو با خودش برد
برد...
برررد....
بررررد....
بررررد.........
:sad::sad::sad::sad:
 

khoudaei

New member
من پفک و لواشک و تمرهندی و نوشمک و چیپس رو خیلی دوس داشتم و دارم
الانم وقتی کسی خونه نباشه می رم کلی برا خودم خوراکی خرید می کنم
هی یادش بخیر با داداشم می نشستیم تخمه هارو نصف کنیم برا هر کدوممون یه سهم باشه 2 ساعت می نشستیم دونه دونه تخمه هارو می گفتیم یکی مال من یکی مال تو یکی مال من یکی مال تو:4d564ad6::ad54ad::sdasdasd:
 

sahar-a

New member
- دهه شصت یعنی:

یعنی شیفت صبح مدرسه آخره حال و شیفت بعدازظهر ضد حال
یعنی عشق زنگ ورزش و با زیرشلواری مدرسه رفتن
یعنی بخاری نفتی و مکافات روشن کردنش
یعنی از این تمبر کوچیکا بسته ای 10 تا تک تومن
یعنی بوی نارنگی وسیب قاچ شده توی کیف
یعنی بستنی خوردن و تکرار «بستنیش خوشمزه تره مامان!»
یعنی ویدئو قاچاقی کرایه کردن و یواشکی دیدن
یعنی صف طولانی شیر، از اون شیشه ای ها که خامه اولشو با انگشت پاک می کردیم!
یعنی ته کلاس بچه تنبلا، ردیف جلو خرخونا
یعنی صدآفرین، هزار آفرین، کارت تلاش
یعنی زنگای اول ریاضی، زنگای آخر انشا و تعلیمات مدنی
یعنی از این بستنی توپیا که شکل زی زی گولو بود
یعنی مشق شب نوشتن فقط با دوتا مداد: سیاه و قرمز
یعنی تلویزیون سیاه و سفید که فقط دوتا کانال می گیره
یعنی بوی رب گوجه همسایه توی حیاط، لواشک پهن کرده تو سینی و سفره رو پشت بوم
یعنی کلاسی 45 نفر هر نیمکت سه نفر
یعنی میکرو، سگا، آتاری کرایه کردن ساعتی 20 تومان
یعنی دوست داشتن، دوست داشته شدن، صفا، صمیمیت، عشق
 

am-ml

New member

فک کنم من بچه نبودم ... این چیزا رو یادم نمیاد اصلا می خریدم ،کلا خرید کردن ما از مغازه مرسوم نبود ،مامانمون واسمون هر چی میذاشت می خوردیم - به سرعت نور- که دوباره بودوام تو کوچه ...

پ.ن: اینم از تفاوتای ما بچه های روستا با شما شهری هاست :4d564ad6:
 

ghazal26

New member
من پفک و لواشک و تمرهندی و نوشمک و چیپس رو خیلی دوس داشتم و دارم
الانم وقتی کسی خونه نباشه می رم کلی برا خودم خوراکی خرید می کنم
هی یادش بخیر با داداشم می نشستیم تخمه هارو نصف کنیم برا هر کدوممون یه سهم باشه 2 ساعت می نشستیم دونه دونه تخمه هارو می گفتیم یکی مال من یکی مال تو یکی مال من یکی مال تو:4d564ad6::ad54ad::sdasdasd:

تو كه همه رو گفتي گلم ديگه چي موند؟ :(50): ميخواي بيا خوراكياي منم بخور.. جون من تعارف نكنيا... آلوچه ماليدم روي پفك به عنوان يه خوراكي كشف نشده ميخورم به ياد دوران كودكي...
در ضمن تك خوري كار بديه ها
 
بالا