antenyus
Active member
ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییی................ دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
یار من چون بخرامد ب تماشای چمن.... برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی
ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییی................ دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
یا رب این کعبه مقصود تماشا گه کیستای پادشه خوبان داد از غم تنهاییی................ دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
یار من چون بخرامد ب تماشای چمن.... برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی
من ودل گر فدا شدیم چه باکما زیاران چشم یاری داشتیم................. خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
مردم دیده ما جز برخت ناظر نیستیاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم ....................... در میان لاله و گل آشیانی داشتیم
من ودل گر فدا شدیم چه باک
غرض اندر میان سلامت اوست
حاصل کارگهکون و مکان این همه نیستتا کی به تماشای وصال تو یگانه ................ اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
حاصل کارگهکون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
حاصل کارگهکون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
چرا میزنی باشه ح یا ه چه فرقی داره هر دو یه صدا دارهه یده نه ح
توبه کنم ،
که بشکنــم به هر نفس؛
لذت توبه کردنم
توبه شکستن و بس ..
.
نیم شبی،
توبه کنم می نخورم بار دگر؛
شب نرسیده به سحر
دوباره می کنم هوس ..!
ساقی بیار باده و با محتسب بگو ا
نکار ما نکن که چنین جام جم نداشت
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونیتا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم!
ساقی بیار باده و با محتسب بگو ا
نکار ما نکن که چنین جام جم نداشت
زان یار دلنوازم شکریست باشکایتتا در این دهر دیده کردم باز ......................... گل غم در دلم شکفت به ناز
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی
زان یار دلنوازم شکریست باشکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
روز وصل دوستداران یاد بادیک چکه ماه افتاده بر یاد تو و وقت سحر ................ این خانه لبریز تو شد، شیرین بیان، حلوای تر.
یا رب تو آن جوان دلاور نگاهدارتو میر عشقی عاشقان بسیار داری ................. پیغمبری، با جان عاشق کار داری.
روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد