به سلامتی همه دکترا....
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
آتشی در سینه دارم جاودانی
عمر من مرگی است نامش زندگانی
رحمتی کن کز غمت جان میسپارم
بیش از این من طاقت هجران ندارم
مرا ببخش ،مرا چون که خوب میدانمدردم از یار است و درمان نیزهم
دل فدای او شد و جان نیزهم...
اگر هر ایینه با خویش در سخن هستیممدعی خواست ک از بیخ کند ریشه ما
غافل از اینکه خدا هست در اندیشه ما
آخر ای دوست نخواهی پرسید
ک دل از دوری رویت چ کشید
سوخت در آتش و خاکستر شد
وعده های تو ب دادش نرسید
یک چند ب کودکی باستاد شدیم
یک چند ب استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو ک ما را چه رسید
از خاک در آمدیم و بر باد شدیم...
ماهی همیشه تشنه ام
ای زلال تابناک...
یک نفس اگر مرا ب حال خود رها کنی...
ماهی تو جان سپرده روی خاک!!!
تا تو مراد من دهی كشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسيده ام
با تقلب بود:tonguesmiley:
حافظه چرا یاری نکرد؟؟؟؟:rolleyessmileyanim: