مشاعره

parnia

New member
ای پادشه خوبان....داد از غم تنهایی....دل بی تو به جان آمد...وقت است که باز آیی...

عاغاا یکی منو دعوا کنه...آخه منو چه به مشاعره....:14:...روز خوش....

کنکوری که باشی همینه دیگه.....:dadad4:...شب شده....فک کردم هنوز روزه:dadad4:
 

a_67

New member
آقا mj هدف؟؟؟؟؟؟؟؟؟:ph34r-smiley:


هرکس ب طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا دوست جدا میکشند....

از خلاقیت دکتر خیلی خوشم اومد...حیف که نتونستم امتیاز بدم...
.
.
.
شاعر میفرماید:
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
 

mj1919

New member
بله خو مشاعره س...باید با حرف اخر بگیم دیگه...شعر شیوا جون آخرش "ی" بود آخه:painting:

آها، اینجوریه!


از خلاقیت دکتر خیلی خوشم اومد...حیف که نتونستم امتیاز بدم...
.
.
.
شاعر میفرماید:
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم

باشه، بفرمایید:

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
 

mohana

Well-known member
آها، اینجوریه!
حذف کردم:14:
منو بگو داشتم راهنمایی میکردم مثلا فکر کردم نمیدونین:riz481:
همه هست ارزویم ک ببینم از تو رویی
چ زیان تو را ک من هم برسم ب آرزویی....

یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد


ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

توانا بود هرکه دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود :tonguesmiley::4d564ad6:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: a_67

am-ml

New member
آها، اینجوریه!




باشه، بفرمایید:

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
:j58r36j3gcr4suxymup
 

a_67

New member
حذف کردم:14:
منو بگو داشتم راهنمایی میکردم مثلا فکر کردم نمیدونین:riz481:


یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد




توانا بود هرکه دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود :tonguesmiley::4d564ad6:

دل به امید روی او همدم جان نمیشود
جان به هوای کوی او خدمت تن نمیکند
 

a_67

New member
دوستت دارم و دانم ک تویی دشمن جانم
از چ با دشمن جانم شده ام دوست ندانم...
مکن حافظ از جور دوران شکایت
چه دانی تو ای بنده کار خدایی

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او

زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند

درودی چو نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسایی
 

mj1919

New member
مکن حافظ از جور دوران شکایت
چه دانی تو ای بنده کار خدایی



درودی چو نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسایی


(نمی دونم چرا، ولی وقتی اینجور پستها رو می بینم که یکی داره، جواب چند نفرو تو مشاعره میده، یاد اون مبارزها میفتم که با شمشیر چن نفرو قل و قمع میکنه!!!! اونم یک دستی!)

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
 

mohana

Well-known member
یا رب این شاه وش ماهرخ زهره جبین
یار یکتای ک و گوهر یکدانه کیست
 

mohana

Well-known member
(نمی دونم چرا، ولی وقتی اینجور پستها رو می بینم که یکی داره، جواب چند نفرو تو مشاعره میده، یاد اون مبارزها میفتم که با شمشیر چن نفرو قل و قمع میکنه!!!! اونم یک دستی!)
:riz481::riz481::riz481:
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
ک چرا غافل از احوال دل خویشتنم....
 

mahsa.

New member
مرا عهدیست باجانان که تاجان در بدن دارم
هوادان کویش را چوجان خویشتن دانم
 
بالا