اقا اجازه هست خانمتون رو نگاه کنم

ZOT

New member
جوان خیلی متین به مردنزدیک شدوگفت:ببخشیدآقا!من میتونم1کم به خانوم شمانگاه کنم ولذت ببرم؟مردکه اصلاتوقع چنین حرفی نداشت،ازجادررفت ومیان جمعیت،یقه جوان راگرفت وعصبانی،اورابه دیوارکوفت وفریادزد:مردیکه عوضی،مگه خودت ناموس نداری؟
جوان،خیلی آرام،بدون اینکه ازرفتارمردناراحت شود،همانطورمتین ادامه داد:خیلی عذرمیخوام،فکرنمیکردم این همه عصبی وغیرتی شین،دیدم همه بازاردارن بدون اجازه نگاه میکنن ولذت میبرن،من گفتم حداقل ازشمااجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم،حالا هم ازخیرش گذشتم.
مردخشکش زد،زیرچشمی زنش رابرانداز کرد...
 

!SeCreT!

New member

به نقل از یه بنده خدایی........
کنار خیابان ایستاده بودیم منتظر تاکسی. یک تاکسی سمند زرد نگه داشت که روی صندلی های عقبش یه "زن و شوهر” یا شایدم یه "خواهر و برادر” یا هر چیز دیگه نشسته بودن.
رفیقم عقب نشست و من هم صندلی جلو نشستم.
این آقا و خانوم رفتار متعادلی داشتن و تقریباً مطمئن شدیم که زن و شوهر هستند. خب اصلا به ما چه…
ولی خانوم به شدت آرایش کرده بود و حسابی سعی در نمایان تر شدن زیبایی های زنانه خود داشت. خلاصه نگم دیگه….
کسی با کسی صحبت نمی کرد تا اینکه یهو این رفیق ما رو کرد به خانومه گفت: رژ لبات رو دوست دارم خلاقیت توش می بینیم ولی به رژگونه ات نمیاد!!!!!
یه لحظه همه داشتیم هم رو نیگاه می کردیم، من رفیقم رو، شوهره خانومش رو، خانومه خودش رو تو آینه ماشین نیگاه می کرد، راننده هم من رو نیگاه می کرد و رفیقم هم به شوهره.
نفهمیدم چی شد که دیدم شوهره نعره ای زد و یخه ی رفیق ما رو گرفت که بی ناموس…

راننده هم دید داره شر درست میشه، زد کنار و گفت همه تون پیاده شین زودتر، حوصله دردسر ندارم.
رفیق ما در حالی که یخه اش در دست شوهر اون خانومه بود در ماشین رو باز کرد و اومد پایین. من هم سریع پیاده شدم رفتم جداشون کنم.
شوهره داد می زد بی ناموس ….. مگه خودت ناموس نداری چشت به ناموس مردمه و …
رفیق ما هم با کمال آرامش به چشمای شوهره نیگاه می کرد و هیچی نمی گفت و بعد از چند دقیقه فقط این جمله گفت: ببین داداش، خانوم شما برای من آرایش کرده، من هم نظرم رو راجع به آرایشش گفتم. اگه برای شما بخواد آرایش کنه این کار رو توی خونه انجام میده نه جلوی چشمای ملت.
بعد از اتمام افاضات رفیق ما، شوهره یخه‌ی رفیق ما رو ول کرد و یه نیگاه به خانومش انداخت و رفت سمت پیاده رو.
خانومش هم دو تا فحش بووووق به رفیق ما داد و رفت دنبال شوهرش.
و من تمام این لحظات هیچی نگفتم و فقط به حرف دوستم فکر می کردم .

نظر شما چیه؟؟؟؟؟
 
آخرین ویرایش:

Delaram92

New member

کنار خیابان ایستاده بودیم منتظر تاکسی. یک تاکسی سمند زرد نگه داشت که روی صندلی های عقبش یه "زن و شوهر” یا شایدم یه "خواهر و برادر” یا هر چیز دیگه نشسته بودن.
رفیقم عقب نشست و من هم صندلی جلو نشستم.
این آقا و خانوم رفتار متعادلی داشتن و تقریباً مطمئن شدیم که زن و شوهر هستند. خب اصلا به ما چه…
ولی خانوم به شدت آرایش کرده بود و حسابی سعی در نمایان تر شدن زیبایی های زنانه خود داشت. خلاصه نگم دیگه….
کسی با کسی صحبت نمی کرد تا اینکه یهو این رفیق ما رو کرد به خانومه گفت: رژ لبات رو دوست دارم خلاقیت توش می بینیم ولی به رژگونه ات نمیاد!!!!!
یه لحظه همه داشتیم هم رو نیگاه می کردیم، من رفیقم رو، شوهره خانومش رو، خانومه خودش رو تو آینه ماشین نیگاه می کرد، راننده هم من رو نیگاه می کرد و رفیقم هم به شوهره.
نفهمیدم چی شد که دیدم شوهره نعره ای زد و یخه ی رفیق ما رو گرفت که بی ناموس…

راننده هم دید داره شر درست میشه، زد کنار و گفت همه تون پیاده شین زودتر، حوصله دردسر ندارم.
رفیق ما در حالی که یخه اش در دست شوهر اون خانومه بود در ماشین رو باز کرد و اومد پایین. من هم سریع پیاده شدم رفتم جداشون کنم.
شوهره داد می زد بی ناموس ….. مگه خودت ناموس نداری چشت به ناموس مردمه و …
رفیق ما هم با کمال آرامش به چشمای شوهره نیگاه می کرد و هیچی نمی گفت و بعد از چند دقیقه فقط این جمله گفت: ببین داداش، خانوم شما برای من آرایش کرده، من هم نظرم رو راجع به آرایشش گفتم. اگه برای شما بخواد آرایش کنه این کار رو توی خونه انجام میده نه جلوی چشمای ملت.
بعد از اتمام افاضات رفیق ما، شوهره یخه‌ی رفیق ما رو ول کرد و یه نیگاه به خانومش انداخت و رفت سمت پیاده رو.
خانومش هم دو تا فحش بووووق به رفیق ما داد و رفت دنبال شوهرش.
و من تمام این لحظات هیچی نگفتم و فقط به حرف دوستم فکر می کردم .

نظر شما چیه؟؟؟؟؟

اگه کسی میخواد واسه شوهرش آرایش کنه تو خونه آرایش کنه دیگه نه تو خیابون.البته حرف دوست شماهم که به اون خانوم زده اصلا خوب نبود اکما اموزنده بود فکر کنم دیگه شوهرش یه ذره غیرتش به جوش بیادو نذاره زنش زیاد ارایش کنه..:image170:
 

zErOOn3

Well-known member

کنار خیابان ایستاده بودیم منتظر تاکسی. یک تاکسی سمند زرد نگه داشت که روی صندلی های عقبش یه "زن و شوهر” یا شایدم یه "خواهر و برادر” یا هر چیز دیگه نشسته بودن.
رفیقم عقب نشست و من هم صندلی جلو نشستم.
این آقا و خانوم رفتار متعادلی داشتن و تقریباً مطمئن شدیم که زن و شوهر هستند. خب اصلا به ما چه…
ولی خانوم به شدت آرایش کرده بود و حسابی سعی در نمایان تر شدن زیبایی های زنانه خود داشت. خلاصه نگم دیگه….
کسی با کسی صحبت نمی کرد تا اینکه یهو این رفیق ما رو کرد به خانومه گفت: رژ لبات رو دوست دارم خلاقیت توش می بینیم ولی به رژگونه ات نمیاد!!!!!
یه لحظه همه داشتیم هم رو نیگاه می کردیم، من رفیقم رو، شوهره خانومش رو، خانومه خودش رو تو آینه ماشین نیگاه می کرد، راننده هم من رو نیگاه می کرد و رفیقم هم به شوهره.
نفهمیدم چی شد که دیدم شوهره نعره ای زد و یخه ی رفیق ما رو گرفت که بی ناموس…

راننده هم دید داره شر درست میشه، زد کنار و گفت همه تون پیاده شین زودتر، حوصله دردسر ندارم.
رفیق ما در حالی که یخه اش در دست شوهر اون خانومه بود در ماشین رو باز کرد و اومد پایین. من هم سریع پیاده شدم رفتم جداشون کنم.
شوهره داد می زد بی ناموس ….. مگه خودت ناموس نداری چشت به ناموس مردمه و …
رفیق ما هم با کمال آرامش به چشمای شوهره نیگاه می کرد و هیچی نمی گفت و بعد از چند دقیقه فقط این جمله گفت: ببین داداش، خانوم شما برای من آرایش کرده، من هم نظرم رو راجع به آرایشش گفتم. اگه برای شما بخواد آرایش کنه این کار رو توی خونه انجام میده نه جلوی چشمای ملت.
بعد از اتمام افاضات رفیق ما، شوهره یخه‌ی رفیق ما رو ول کرد و یه نیگاه به خانومش انداخت و رفت سمت پیاده رو.

خانومش هم دو تا فحش بووووق به رفیق ما داد و رفت دنبال شوهرش.
و من تمام این لحظات هیچی نگفتم و فقط به حرف دوستم فکر می کردم .

نظر شما چیه؟؟؟؟؟

جوان خیلی متین به مردنزدیک شدوگفت:ببخشیدآقا!من میتونم1کم به خانوم شمانگاه کنم ولذت ببرم؟مردکه اصلاتوقع چنین حرفی نداشت،ازجادررفت ومیان جمعیت،یقه جوان راگرفت وعصبانی،اورابه دیوارکوفت وفریادزد:مردیکه عوضی،مگه خودت ناموس نداری؟
جوان،خیلی آرام،بدون اینکه ازرفتارمردناراحت شود،همانطورمتین ادامه داد:خیلی عذرمیخوام،فکرنمیکردم این همه عصبی وغیرتی شین،دیدم همه بازاردارن بدون اجازه نگاه میکنن ولذت میبرن،من گفتم حداقل ازشمااجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم،حالا هم ازخیرش گذشتم.
مردخشکش زد،زیرچشمی زنش رابرانداز کرد...



سلام ...

به قــول 23ـمون آموزنده بود ... وا3 هــر 2 ترفــ ...(آجــی و دادا6 یعنــی مــا بروبــچ)



شیتونــه میگه یکمکــی اعتراف بنماییــم ... :a2d3:



ممنــونــ ــیـــــوم ...
 

bacillus.bs

New member

کنار خیابان ایستاده بودیم منتظر تاکسی. یک تاکسی سمند زرد نگه داشت که روی صندلی های عقبش یه "زن و شوهر” یا شایدم یه "خواهر و برادر” یا هر چیز دیگه نشسته بودن.
رفیقم عقب نشست و من هم صندلی جلو نشستم.
این آقا و خانوم رفتار متعادلی داشتن و تقریباً مطمئن شدیم که زن و شوهر هستند. خب اصلا به ما چه…
ولی خانوم به شدت آرایش کرده بود و حسابی سعی در نمایان تر شدن زیبایی های زنانه خود داشت. خلاصه نگم دیگه….
کسی با کسی صحبت نمی کرد تا اینکه یهو این رفیق ما رو کرد به خانومه گفت: رژ لبات رو دوست دارم خلاقیت توش می بینیم ولی به رژگونه ات نمیاد!!!!!
یه لحظه همه داشتیم هم رو نیگاه می کردیم، من رفیقم رو، شوهره خانومش رو، خانومه خودش رو تو آینه ماشین نیگاه می کرد، راننده هم من رو نیگاه می کرد و رفیقم هم به شوهره.
نفهمیدم چی شد که دیدم شوهره نعره ای زد و یخه ی رفیق ما رو گرفت که بی ناموس…

راننده هم دید داره شر درست میشه، زد کنار و گفت همه تون پیاده شین زودتر، حوصله دردسر ندارم.
رفیق ما در حالی که یخه اش در دست شوهر اون خانومه بود در ماشین رو باز کرد و اومد پایین. من هم سریع پیاده شدم رفتم جداشون کنم.
شوهره داد می زد بی ناموس ….. مگه خودت ناموس نداری چشت به ناموس مردمه و …
رفیق ما هم با کمال آرامش به چشمای شوهره نیگاه می کرد و هیچی نمی گفت و بعد از چند دقیقه فقط این جمله گفت: ببین داداش، خانوم شما برای من آرایش کرده، من هم نظرم رو راجع به آرایشش گفتم. اگه برای شما بخواد آرایش کنه این کار رو توی خونه انجام میده نه جلوی چشمای ملت.
بعد از اتمام افاضات رفیق ما، شوهره یخه‌ی رفیق ما رو ول کرد و یه نیگاه به خانومش انداخت و رفت سمت پیاده رو.
خانومش هم دو تا فحش بووووق به رفیق ما داد و رفت دنبال شوهرش.
و من تمام این لحظات هیچی نگفتم و فقط به حرف دوستم فکر می کردم .

نظر شما چیه؟؟؟؟؟

هيچ كاري نميكنه شوهرش
اگر غيرت داشت از همون اول نمي ذاشت جلف بازي در بياره:image170:
اين هم ناشي از زن.......
295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif
 

zErOOn3

Well-known member
هيچ كاري نميكنه شوهرش
اگر غيرت داشت از همون اول نمي ذاشت جلف بازي در بياره
اين هم ناشي از زن.......
295119_qrrr1s5w5a2lfyba.gif



سلام ...

..برای کشتی های بی حرکت؛

موج ها تصمیم می گیرند ....


:a2d3::bunnyearsmiley::1dco2x0p1lilzhfpg1t
 

mahsa.

New member

کنار خیابان ایستاده بودیم منتظر تاکسی. یک تاکسی سمند زرد نگه داشت که روی صندلی های عقبش یه "زن و شوهر” یا شایدم یه "خواهر و برادر” یا هر چیز دیگه نشسته بودن.
رفیقم عقب نشست و من هم صندلی جلو نشستم.
این آقا و خانوم رفتار متعادلی داشتن و تقریباً مطمئن شدیم که زن و شوهر هستند. خب اصلا به ما چه…
ولی خانوم به شدت آرایش کرده بود و حسابی سعی در نمایان تر شدن زیبایی های زنانه خود داشت. خلاصه نگم دیگه….
کسی با کسی صحبت نمی کرد تا اینکه یهو این رفیق ما رو کرد به خانومه گفت: رژ لبات رو دوست دارم خلاقیت توش می بینیم ولی به رژگونه ات نمیاد!!!!!
یه لحظه همه داشتیم هم رو نیگاه می کردیم، من رفیقم رو، شوهره خانومش رو، خانومه خودش رو تو آینه ماشین نیگاه می کرد، راننده هم من رو نیگاه می کرد و رفیقم هم به شوهره.
نفهمیدم چی شد که دیدم شوهره نعره ای زد و یخه ی رفیق ما رو گرفت که بی ناموس…

راننده هم دید داره شر درست میشه، زد کنار و گفت همه تون پیاده شین زودتر، حوصله دردسر ندارم.
رفیق ما در حالی که یخه اش در دست شوهر اون خانومه بود در ماشین رو باز کرد و اومد پایین. من هم سریع پیاده شدم رفتم جداشون کنم.
شوهره داد می زد بی ناموس ….. مگه خودت ناموس نداری چشت به ناموس مردمه و …
رفیق ما هم با کمال آرامش به چشمای شوهره نیگاه می کرد و هیچی نمی گفت و بعد از چند دقیقه فقط این جمله گفت: ببین داداش، خانوم شما برای من آرایش کرده، من هم نظرم رو راجع به آرایشش گفتم. اگه برای شما بخواد آرایش کنه این کار رو توی خونه انجام میده نه جلوی چشمای ملت.
بعد از اتمام افاضات رفیق ما، شوهره یخه‌ی رفیق ما رو ول کرد و یه نیگاه به خانومش انداخت و رفت سمت پیاده رو.
خانومش هم دو تا فحش بووووق به رفیق ما داد و رفت دنبال شوهرش.
و من تمام این لحظات هیچی نگفتم و فقط به حرف دوستم فکر می کردم .

نظر شما چیه؟؟؟؟؟
من موافق حرکت دوستتون نبودم
هر کس اختیار کارای خودشو داره
 

matin

New member
به نظر من این نشون دهنده ی پروویی طرف هست یا هر چی دیگه ،
واسه من آرایش کرده ؟؟؟؟ شما اینقدر به خودت مطمئنی ؟؟؟ یعنی شما نمیتونی چشاتو یه کم کنترل کنی !!! اگه منو و شما نتونیم به کوچکترین خواسته ی بدنمون بی توجهی کنیم و هر کی رو به قیافش بسنجیم چه فرقی داریم با حیوانات محترم در جنگل ؟؟؟؟!!!

حداقل اونا عقل ندارن ماها که داریم طرف هر جور میخواد بیاد بیرون ؟؟؟!!! مگه شما آقائی که موهاتو میزنی واسه خانوما میزنی ؟؟؟ مگه شما آقائی که عطر میزنی واسه خانمها میزنی ؟؟؟ مگه ماها آقایون هر کاری کنیم مشکل نداره حالا خانمها صد استغفرالله ؟؟!!

هر کس حق داره اونجور که میخواد باشه و این رفتار ما فقط قضیه رو بدتر میکنه ....... اگه خیلی ریلکس رد شیم و ماها باز میگم ماها انگار هیچی نه هیچی ببینید چه میشه نه این داستانها که غیرت مرد رو تهییج کنه !!! شما از کجا میدونی طرف شاید داشته میرفته مهمونی یا حتی آقاهه دوست داره زنش این مدله آرایش کنه به من و شما مربوط نیست ، معلومه به هر کی این حرفو بزنی جوش میاره !!! خوبه یکی بیاد تو خیابون به ناموسه خودت اینو بگه ؟؟؟؟؟؟؟

امان از دست ما
 

!SeCreT!

New member
دوستام اینو کسی برای من فرستاده ...یه وقت فکر نکنید من و دوستم بودیم بابا....:5:
 

matin

New member
دوستام اینو کسی برای من فرستاده ...یه وقت فکر نکنید من و دوستم بودیم بابا....:5:

خوب به نقل قول بگو :)))) ، در هر صورت اصل داستان تغییر نمیکنه ، البته داستان اولی رو من تو ی سایت که همه کاره مردمه خووندم بعد پخش میشه دیگه اینجور چیزها ، خیلی ها هستیم که فکر میکنیم ماها فقط داریم به مصلحه مردم میاندیشیم !!! :(((((
 

ketabsabz

Well-known member
اینکه هر کسی هر کاری میکنه به خودش مربوطه درست اینم درست که هر کسی باید نگه دار چشه خودش باشه ، اما آرایش و خود نمایی هم حدی داره آخه این مسئله دیگه فقط مربوط به خود فرد نیست که من معتقدم که آدم باید حد تعادل رو رعایت کنه نه افراط نه تفریط ، نه از این ور بوم بیفتی و نه از اون ورش ،...
 

mehrshad

New member
خودمونيم ها؟_كاهي عيب از جشماي ما عاغايونه نه ارايش خانوم_كاهي هم از بي غيرتي ماست(ببخشيد كلي حرف زدم)_زيبايي هم براي عاغايون خوبه هم براي خانوما اما هر جيزي حدي داره و جايي !
 

mehrshad

New member
ما مردا ! خودمون رو اصلاح كنيم همه جي درست ميشه_اول جشمامون دوم اعتقاداتمون _غيرت و مردونكي بيشكش_ خودش درست ميشه!
 

ZOT

New member
به نظر من این نشون دهنده ی پروویی طرف هست یا هر چی دیگه ،
واسه من آرایش کرده ؟؟؟؟ شما اینقدر به خودت مطمئنی ؟؟؟ یعنی شما نمیتونی چشاتو یه کم کنترل کنی !!! اگه منو و شما نتونیم به کوچکترین خواسته ی بدنمون بی توجهی کنیم و هر کی رو به قیافش بسنجیم چه فرقی داریم با حیوانات محترم در جنگل ؟؟؟؟!!!

حداقل اونا عقل ندارن ماها که داریم طرف هر جور میخواد بیاد بیرون ؟؟؟!!! مگه شما آقائی که موهاتو میزنی واسه خانوما میزنی ؟؟؟ مگه شما آقائی که عطر میزنی واسه خانمها میزنی ؟؟؟ مگه ماها آقایون هر کاری کنیم مشکل نداره حالا خانمها صد استغفرالله ؟؟!!

هر کس حق داره اونجور که میخواد باشه و این رفتار ما فقط قضیه رو بدتر میکنه ....... اگه خیلی ریلکس رد شیم و ماها باز میگم ماها انگار هیچی نه هیچی ببینید چه میشه نه این داستانها که غیرت مرد رو تهییج کنه !!! شما از کجا میدونی طرف شاید داشته میرفته مهمونی یا حتی آقاهه دوست داره زنش این مدله آرایش کنه به من و شما مربوط نیست ، معلومه به هر کی این حرفو بزنی جوش میاره !!! خوبه یکی بیاد تو خیابون به ناموسه خودت اینو بگه ؟؟؟؟؟؟؟

امان از دست ما

شما درست میگید دوست عزیز زیبایی حق همه ی انسانهاست اما خب گاهی باید تعادل رو رعایت کرد اگر خانمی می خواد زیبا باشه (که خب این خصلت خانم هاست) در حد آراستگی خوبه و خب عالیه اما امروز خانم ها با آرایش خیلی غلیظ تو جامعه وارد میشن ! این به نظر من درست نیست ! البته که این رعایت حجاب برای مردان هم هست ! حجاب از نظر نگه داشتن چشم و حتی طرز لباس پوشیدن مرد ! بهتر نیست که خانم زیبایی هاشو تو خونه فقط برای شوهرش نمایان کنه ! وهمینطورآقا !
 

ZOT

New member
ما مردا ! خودمون رو اصلاح كنيم همه جي درست ميشه_اول جشمامون دوم اعتقاداتمون _غيرت و مردونكي بيشكش_ خودش درست ميشه!
آدما عجیبن نه به قدیما که تعصب بی جا داشتن مردها و دخترهاشون رو بی جهت از خیلی چیزا محروم می کردن و همینطور همسرهاشون رو ! نه به امروزه که اصلا انگار نه انگار ! واقعا دلیل این چی میتونه باشه !؟؟؟؟
 
بالا